و اينان با اين تكفير ، تيشه بر اساس اسلام زدهاند . مگر نه آنكه اسلام دين و آئين توحيد است ؟ توحيد عين وحدت است . توحيد از باب تفعيل و متعدّى ، و وحدت از باب ثلاثى مجرّد و فعل لازم است .
توحيد اسلام يعنى يكى كردن جميع كَثَرات و منحصر گردانيدن اثر و قوّه و علم و حيات و قدرت و وجود و ذات را در حضرت حقّ سبحانه و تعالى . وحدت يعنى يكى شدن و يگانه بودن اين افعال و اسماء و صفات و ذات در آن حضرت متعال .
در اين صورت « وحدت وجود » يعنى نتيجه و ما حصلِ به دست آمدهء از توحيد ، و ثمرهء اين شجرهء مثمره . پس كجا توحيد با وحدت ضدّيّت دارد . توحيد اسلام كمال ملايمت بلكه عينيّت با آن را دارد . « وحدت وجود » شربت شيرين و خوشگوار « توحيد حقّ » در مراحل كثرات است .
امّا اين بىانصافان كه نمىتوانستهاند و نتوانستهاند آنان را به « توحيد در وجود » متّهم سازند ، زيرا اين كلام ملعبه و بازيچه براى دشمنان و دوستان مىشد كه عجيب است ! چه عيب دارد كسى كه به دين اسلام گرويده است به نتائج غائى آن كه توحيد در ذات و در صفت است برسد و « توحيد در وجودى » گردد ؟ آمدهاند لفظ « توحيد » را با « وحدت » عوض كردهاند ؛ و عوامّ النّاس كالانعام هم كه خبر از هيچ چيز ندارند ، گرز وحدت وجودى را بر سر آنان مىكوبند . و ايشان به عنوان كافر مُلحد زنديق خارج از دين ، صبغهء نَجس العَين به آنان زدهاند تا مردم از صد مترى دستشان به آنان نرسد .
مخالفت با معتقدين به وحدت وجود ، عبارة اخراى مخالفت با اهل توحيد است ؛ يعنى با موحّدين .
مشركين عرب و بالاخصّ قريش كه مخالفت با رسول اكرم صلّى الله عليه وآله مىكردهاند ، بر اساس توحيد و يگانه دانستن و يگانه شمردن مبدأ و معاد و جميع امور مابينهما بوده است .
آنان مىگفتهاند : اين مرد زنديق و ملحد است ، سحر مىكند ، و به توحيد فرا مىخواند ؛ و اين خروج از دين و آئين و سنّت ماست . او مردى است پليد ! يا
افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 640
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص٦٤٠