مشهور پرده برداشته است . [ 1 ] شعر اين است :
هامش
1 - اين بيتى را كه شيخنا متَّعنا الله تعالى بطولِ بقائه به شهرت نسبت داده است ، از أبوعَتاهيّه شاعر معروف است . او أبو إسحق إسمعيل بنقاسم بنسويد بنكيسان عينى كه ولائش عنزى است مىباشد . و ولادتش در 130 ه . و وفاتش 210 يا 211 يا 213 ه . و مدفنش در مقابل پل زيتون فروشان در قسمت مغرب بغداد بوده است . و از مقدّمين مولّدين محسوب است . وى در طبقهء بَشّار و أبىنُواس و أمثالهما بوده است . در كوفه نشأت يافت و در بغداد ساكن شد . و از صَولى نقل است كه او به مذهب شيعهء زيديّهء تبريّه بوده است .
روايت است كه او روزى در دكّان صحّافى نشسته بود . كتابى را از وى گرفت و بالبداهه در پشت آن نوشت :ألا إنَّنا كُلَّنا بآئدُ * و أىُّ بنى ءَادمَ خالدُ
و بَدؤُهُم كان مِن ربِّهم * و كلٌّ إلى ربِّه عآئدُ
فيا عجبًا كَيف يُعصَى الإلَ * هُ أم كيف يجحَده الجاحدُ
و للّه فى كلِّ تحريكة * و فى كلِّ تسكينة شاهدُ
و فى كلِّ شَىءٍ لهُ ءَاية * تدلُّ على أنّه الواحدُو در نسخهاى اينطور است : تدلُّ على أنّه واحدُ .
چون شاعر مشهور شيعى أبونواس از آنجا عبور كرد و آن ابيات را ديد ، پرسيد : از آنِ كيست ؟ گفتند : از أبوالعَتاهيّه . گفت : من دوست داشتم اينها از من بوده باشد در مقابل جميع اشعارى را كه سرودهام .
و صاحب « أغانى » روايت كرده است كه أبوالعتاهيّه را زنديق شمردند . روزى او نزد خليل بنأسد نوجشانى آمد و گفت : مردم معتقدند كه من زنديق هستم ؛ قسم به خدا دين من غير از توحيد نيست . وى به او گفت : تو در اين باره چيزى بگو تا ما آن را از ناحيهء تو براى مردم بازگو كنيم . او اين اشعار را بداهة سرود .
أقول : بر شخص بحّاث خبير مختفى نيست كه رَمى به زندقه و كفر يا غلوّ و ما أشبه ذلك در اغلب مردم ناشى از حقد و حسد است كه از ناحيهء دشمنان و مغرضين و مخالفين در مذهب و عقيده بالاخصّ دربارهء شاعر شيعى يا عالم دينى يا عارف الهى صورت مىپذيرد . إلخ . ( تعليقه )