و در نزد عرفاء قرون وسطى از عرب مثل ابن فارض و ابن عَفيف تِلِمسانى [ 1 ] و غيرهما ، و از پارسيان بسيارى كه به شمارش درنيايند مثل عطّار [ 2 ] و هاتف [ 3 ] و جامى [ 4 ] و أمثالهم شايع گرديد .
و بهترين و زيباترين كسى كه آن را با شعر و نظم به رشتهء تحرير درآورده است و حقّاً كار بديعى انجام داده است ، عارف تبريزى شبسترى در كتاب معروف خود « گلشن راز » است . و خلاصهء اين نظريّه آن است كه اين طائفه خواستند برسند به اقصى مراتب توحيد كه از آن برتر و بالاتر متصوّر نيست ، و اينكه براى حقّ تعالى شريكى قرار ندهند نه در مرحلهء ربوبيّت همانطور كه نزد ارباب اديان و شرايع معروف است . بلكه نفى كردند از او شريك را حتّى در مرحلهء وجود و گفتند : لا مَوجودَ سِوَى الحَقّ . « هيچ موجودى جز حقّ وجود ندارد . »
و اين كائنات از مجرّدات و مادّيّات ، از زمينها و آسمانها و آنچه در آنها وجود دارد از افلاك و انسان و حيوان و نبات ، بلكه جميع عوالم ؛ همگى تطوّرات و ظهورات وى هستند ، وَ لَيسَ فى الدّارِ غَيرُهُ دَيّارٌ .
و آنچه را كه ما مىبينيم يا احساس مىكنيم يا به انديشه و عقل مىآوريم ابداً
هامش
1 - شمسالدّين محمّد بنسليمان بنعلىّ معروف به « ابن العفيف التِّلِمسانىّ » و به « الشّابّ الظّريف » . ( تعليقه )
2 - فريدالدّين محمّد بنإبراهيم نيشابورى معروف به « الشّيخ العطّار » صاحب اشعار و مصنّفات راجع به توحيد و معارف ، در سنهء 627 ه . وفات كرد . ( تعليقه )
3 - هاتف سيّد أحمد اصفهانى ، شاعر مشهور ، در سال 1198 ه . وفات كرد . و هاتفى ، ملّا عبدالله است كه خواهر زادهء جامى بوده و در سال 927 ه . وفات كرده است . ( تعليقه )
4 - ملّا عبدالرّحمن جامى دشتى صوفى نحوى كه نسبش به محمّد بنحسن شيبانى منتهى مىگردد ، وى صاحب كتاب « شرح كافيه » در نحو است . در سال 898 ه . وفات كرد . و گاهى جامى اطلاق مىشود بر أبونصر أحمد بنمحمّد بجلّى معروف به « ژنده پيل » كه يكى از مشايخ صوفيّه و در ( 536 ) وفات كرد . ( تعليقه )