وجودى ندارند ، و « وجود و موجود » فقط حقّ است جلّ شأنه و بس . و ما عدم هستيم و وجود ما غير از وجود او نيست .
ما عدمهائيم و هستيها نما * تو وجود مطلق و هستىّ ما
* * *
كه همه اوست و نيستجز او * وَحدَهُ لا إلَهَ إلّا هُو
و اين عرفاء در تقريب اين نظريّه به اذهان ، به اطوار مختلف تفنّن نمودهاند . و در دريائى طولانى در اين مقال كشتى رانده و شنا كردهاند . و براى آن به امثلهء گوناگونى متشبِّث گرديدهاند .
گاهى او را تصوير به دريا كردهاند و اين عوالم و كائنات را همچون امواج دريا شمردهاند . زيرا امواج بحر چيزى غير از خود بحر و تطوّرات آن نمىباشد . موج آب چيزى غير از خود آب نيست ؛ چون دريا به حركت آيد امواج ظاهر مىگردند ، و چون ساكن شود امواج نيست و نابود مىشوند . و اين است معنى فنا كه در آيهء مباركه بدان اشاره شده است :
كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ ، وَ يَبْقى وَجْهُ رَبِّك . [ 1 ]
وجه ممكن فانى مىشود ، و وجه واجب باقى مىماند .
چه ممكن گرد امكان بر فشاند * بجز واجب دگر چيزى نماند
آرى ، مطلب از اين قرار است كه امواج عبارتند از تطوُّرات دريا . هيچ چيز وجود ندارد غير از خود دريا .
چه درياى است وحدت ليك پر خون * كز او خيزد هزاران موج مجنون
هزاران موج خيزد هر دم از وى * نگردد قطرهاى هرگز كم از وى
هامش
1 - آيهء 26 و صدر آيهء 27 ، از سورهء 55 : الرّحمن : « و تمام كسانى كه بر روى زمين هستند ، فعلًا نيست و نابود و فانى مىباشند . و باقى مىماند وجه پروردگار تو . »