خويش مجبور به آستانبوسى و كرنش در مقابل افرادى همچون انيشتين شدهاند . و از فكر عبث و باطل او براى تثبيت مرام خويش بهره جستهاند .
آخر اى عزيزان من ، آيا شما نمىدانيد كه عرصهء مادّه با ماوراء مادّه تفاوت و اختلاف جوهرى دارد و بين دائره فيزيك و متافيزيك هيچگونه ارتباط و سنخيّتى وجود ندارد ؟
تجربه و تخصّص يك فيزيكدان فقط در محدودهء مادّه ( ماتريال ) منحصر مىشود و از اين محدودهء به اندازهء سر سوزنى نمىتواند پا فراتر بگذارد . درحاليكه در مسأله وحدت وجود ريشه و مبدأ اين نظريه به بساطت و صرافت وجود برمىگردد نه به وجود مادّى و دنيوى و عنصرى و فيزيكى ، تا جناب انيشتين بگويند : دائره هر وجودى با وجود ديگر متفاوت است و اين تفاوت در محدوديّت مولكولها و اتمها آن را از سرايت اتمها و مولكولهاى ديگر منع مىنمايد .
جناب انيشتين تصوّر كردهاند كه مفهوم وجود فقط در موجودات مادّى خلاصه و مصداق خواهد داشت و از آنجا كه موجود مادّى داراى ابعاد سهگانه طول و عرض و عمق مىباشد اين تحدّد به جهات ثلاثه موجب امتياز و افتراق او با مادّه ديگر و موجود ديگر شده است و بر اين اساس مسأله وحدت كه عدم وجود بينونيّت و امتياز و افتراق بين دو شىء است در اينجا منتفى مىباشد .
اگر ايشان سواد فلسفى و بينش عقلانى داشتند و به كتب فلاسفه و حكماى اسلام مراجعه مىكردند درمىيافتند كه به طور كلّى در مسأله وحدت وجود ، بحث و سخن از وجود مجرّد است نه وجود مادّى ، و وجود مادّى به تبع و دنبالهء وجود مجرّد در اين بحث ورود پيدا مىكند نه استقلالًا .
در اينكه هر وجود مادّى داراى محدويّتى است كه از جهت فيزيكى او را از ساير موجودات متمايز مىكند شكى نيست و اثبات اين مسأله نياز به نظريّه جناب انيشتين ندارد بلكه هر طفل پنج سالهاى اين مطلب را درك مىكند و
افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 594
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص٥٩٤