فهم درست وحدت وجود مؤيّد فهم درست وحى است
اتفاقاً كسى كه اين مسأله را به واقع و به حقيقت و كنه ذاتش فهم كند ، تازه ارتباط بين وحى الهى را با تلقّى رسول خدا مىشناسد و به سرّ عصمت و طهارت در نزول وحى و نفس قابل پيامبر الهى پى مىبرد و بر اين اساس فتح و انكشافى را كه خداى متعال براى اولياى خاصّ خودش مقرّر فرموده است كه به واسطه آن هر گونه جهل و ابهامى از ديدگان آنان زدوده مىشود و همه عالم وجود را در يك راستا و به يك نسق مشاهده و معلوم به علم حضورى مىكنند ، به طور واضح و آشكار درمىيابد و به حقيقت : كان الله و لم يكن معه شىء « پيوسته خدا بوده است و چيزى همراه با او نبوده است » ، پى مىبرد و همچون بعضى آن را از درجه اعتبار ساقط نمىكند و كلام معصوم عليهالسّلام را به ديدهء استخفاف نمىنگرد و آن را در مرتبت و منزلت واقعى خود مىنشاند .
حديث شريف موسى بن جعفر عليه السّلام در توصيف ذات احدى
مرحوم صدوق در كتاب توحيد از موسىبنجعفر عليهماالسّلام روايت مىكند كه فرمودند :
إنَّ اللهَ تَبارَكَ و تَعالَى كانَ لَم يَزَل بِلا زَمانٍ و لا مَكانٍ و هُو الآنَ كَما كانَ لا يَخلُو مِنهُ مَكانٌ و لا يَشتَغِلُ بِهِ مَكانٌ و لا يَحِلُّ فِى مَكانٍ ما يَكُونُ مِنْ نَجْوى ثَلاثَة إِلَّا هُوَ رابِعُهُمْ وَ لا خَمْسَة إِلَّا هُوَ سادِسُهُمْ وَ لا أَدْنى مِنْ ذلِكَ وَ لا أَكْثَرَ إِلَّا هُوَ مَعَهُمْ أَيْنَ ما كانُوا [ 1 ] لَيسَ بَينَهُ و بَينَ خَلقِهِ حِجابٌ غَيرُ خَلقِهِ احتَجَبَ بِغَيرِ
هامش
[ 1 ] - سوره المجادلة ( 58 ) آيه 7 .