برادران گفتند : جزاى او اين است كه خود او را به شما تحويل دهيم هر تصميمى درباره او گرفتيد اختيار با شما است ، ما اين چنين پاداش مىدهيم . حضرت يوسف ابتداء بار ساير برادران را باز نمود . و سپس جهاز برادر خويش را گشود و آن جام را از بار برادر بيرون آورد . و اين چنين براى يوسف حيله انديشيديم تا بتواند برادر خود را نگه دارد زيرا در قانون آن منطقه و پادشاهى هيچ راهى براى گروگان گرفتن برادرش نبوده است مگر آنكه خدا بخواهد . و ما هر كه را بخواهيم بر درجاتش مىافزائيم و برتر از هر دانائى ، داناى ديگرى وجود دارد . برادران يوسف گفتند : اگر اين فرد امروز دزدى كرده است برادر او نيز قبلها دزد بوده است . يوسف اين كلام را شنيد و چيزى نگفت و به آنها گفت : موقعيّت شما بدتر است و خداوند به آنچه توصيف مىكنيد آگاهتر است . »
در اين آيات مشاهده مىكنيم كه صريحاً خداى متعال مىفرمايد : يوسف هيچ راه ديگرى براى گروگان گرفتن برادرش جز اين طريق در اختيار نداشت . و اين راه را ما به او نشان داديم .
حال سؤال اين است : كدام آيه از آيات قرآن به خلاف واقع است كه داراى مصلحت و ارزش است و خداوند هيچ راه و طريقى را براى تحصيل غرض و هدف خود سراغ ندارد مگر از راه اين دروغ مصلحتآميز ؟ و هيچ عبارت و كلامى را براى اين غرض و مقصود سراغ ندارد مگر همين عبارت دروغ و همين كلام خلاف ؟ و لذا نه تنها دروغ مصلحتآميز در قرآن به نحو احتمال حتّى يك در ميليون نمىباشد بلكه اصلًا تصوّر چنين مسألهاى ممكن نخواهد بود .
مطلب ديگرى كه در بحث حسن دروغ مصلحتآميز مطرح است اين است كه دروغ مصلحتآميز بايد در موقعيّتى باشد آن چنان خطير كه فوت آن مصلحت در چنان موقعيّتى بسيار خطيرتر و مهمتر از فساد و قبح آن دروغ باشد
افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 587
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص٥٨٧