تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 545

مساهمون:

ص٥٤٥
اين سنّت به دستور الهى مخالفت ورزيد بلكه خود عروس پسر خوانده خود را به ازدواج خود درآورد . ثانياً : بر فرض كه رسول خدا نمىتوانست روى اين سنّت خط بطلان بكشد و او را از دائره فرهنگ اسلامى خارج نمايد . مگر ائمه عليهم‌السّلام پس از رسول خدا كه قريب سه قرن در ميان مردم و شيعيان زندگى مىكردند متوجّه اين نكته نبودند ؟ و اگر نمىتوانستند حقيقت مسأله را براى عموم افشاء كنند حدّاقّل براى اصحاب و شيعيان خود كه مىتوانستند بيان كنند و لااقلّ خود از اقدام به خريد كنيز و غلام صرف نظر مىكردند . درحاليكه نه تنها نسبت به اين مسأله اقدامى نكردند بلكه خود و اصحاب را در اين حكم اسلامى به همان سنّت و روش زمان رسول خدا مطيع و منقاد مىشمردند . بنابراين ما واقعه‌اى را در زمان رسول خدا نمىيابيم كه مورد مخالفت آن حضرت باشد و ايشان در قبال آن سكوت كرده باشند و آن را پذيرفته و يا با سكوت خود از كنار آن ردّ شده باشند . و هر سنّتى را كه در زمان خود آن را قبول نموده‌اند تا به امروز و پس از اين بر حيات و استمرار خود پابرجا و محكم است . و لذا مىتوان به طور قطع گفت : كلام و ادّعاى صاحب مقاله مبنى بر پذيرش سنّت‌هاى عرب جاهلى توسّط رسول خدا خرافه‌اى بيش نمىباشد . مثلًا اگر به واسطه طعام غالب مردم حجاز كه خرما بود رسول خدا از نعمت بهشتى به خرما تعبير آورده است انگور و انار و انجير را نيز برشمرده است و براى ساير ميوه‌ها كه در آن زمان در آن منطقه وجود نداشت با تعبير : فيها ما تَشْتَهيهِ الْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْيُن [ 1 ] « در بهشت هر آنچه مورد رغبت و لذّت بصر است خداوند عنايت مىكند . » به ساير اقوام و ملل مطلب را مىرساند .
هامش
[ 1 ] - سوره الزّخرف ( 43 ) قسمتتى از آيه 71 .