اينكه منِ بنده تأليفم را به لغت فارسى مىنويسم ، دليل آن مىشود كه پس همه رسوم و آداب ايرانى را دربست پذيرفته باشم ؟ آيا به همه سنّتهاى ايرانى ولو سنّتهاى جاهلى مانند عيد نوروز و شب چهارشنبهسورى و جشن مهرگان و پريدن از روى آتش و زردى و سرخى را با هم عوض نمودن ، احترام بگذارم ؟ پس خداى متعال اين عقل را براى چه روزى به من داده است ؟
و در اين باره از صاحب مقاله بايد پرسيد : رسول خدا كدام سنّت عرب جاهلى را پذيرفته و تصوير وحيانى خود را بر آن سنّت بنا نهاده است ؟
آيا زنده به گور كردن دختران را پذيرفته بود ؟ و يا سنّت دارج ربا را ؟ و يا سنّت پسرخواندگى را ؟ و يا سنّت حرمت ازدواج با عروس پسر خوانده را ؟
و اگر گويند رسم و فرهنگ بردهدارى را ، مگر در ساير ممالك بردهدارى نبود ؟ اگر در عرب جاهلى چنين رسمى رواج داشت آن هم به بركت چنين رسمى در كشورهاى اروپائى و ايرانى به آنجا راه يافته بود . اسلام با سنّت بردهدارى به گونهاى عمل نمود كه بتواند اين شيوه را نه در خدمت اشراف و گردنكشان و زر و زورمداران ، كه در راستاى پيشرفت مقاصد و اهداف جهان شمولى خويش به كار بندد و از اين فرصت براى جلب و جذب ملل و اقوام مختلف و نيز مانع و رادعى براى اعمال اغراض نفسانى و سركشى و ايجاد بيم و رعب در نفوس مستكبرين و مواليان آنها قرار گيرد . و اينكه از بعضى نقل شده است كه اسلام به خودى خود مايل و راغب به بردگى نبوده است و اين سنّت در واقع به رسول خدا تحميل شده است ، خالى از اشكال نيست .
زيرا اوّلًا : رسول خدا با سنّتهائى بسيار مهمّتر و عميقتر از مسأله بردهدارى به مقابله و تعارض برخاسته بود مسأله پدرخواندگى و پسرخواندگى از مسائلى بود كه در فرهنگ و ادب عرب جاهلى ريشهاى بس عميق دوانيده بود و ازدواج با عروس پسرخوانده به هيچ وجه قابل پذيرش نبود ولى رسول خدا نه تنها با
افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 544
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص٥٤٤