عليها به تحصيل اشتغال داشتم مرحوم والد - رضوان الله عليه - مرتّب مشرّف شده و از حالات و كيفيّت تحصيل ما مطّلع مىگشتند و از اين روى با يكى از بزرگان و مدرّسين فلسفه و عرفان حوزه كه از جمله معدود فضلاى حكمت و عرفان نظرى آن زمان بود ارتباط و الفت حاصل گشت و ايشان بسيار به مرحوم والد متعلّق و علاقهمند گشتند و پس از گذشت مدّت زمان قليلى از ايشان تقاضاى دستگيرى و اعطاء مقدّمهء موصله فرمودند . مرحوم والد نيز با گشايش بال و سعهء صدر به دعوت و تقاضاى معظّم له پاسخ مثبت داده باب مراوده و صحبت و گفتگو در اين مقوله را باز نمودند و پس از مدّتى اين مراوده كم و سپس قطع گرديد .
روزى من از مرحوم والد پرسيدم ، علّت قطع ارتباط شما با ايشان چه بود ؟ فرمودند :
ايشان تحمّل مطالب و سخنان مرا نداشت و از نيمه راه برگشت .
بعضى به دليل عدم درك مضامين عاليه زيارت جامعه آن را از مبدعات مىدانند
حال ببينيد فردى كه از جملهء مدرّسين و فضلاء طراز اوّل فلسفه و عرفان به شمار مىآيد نتواند كلام و حقائق راقيه يك عارف و اصل و ولىّ الهى را ادراك و هضم نمايد و از ارتباط با او به تشويش و اضطراب مىافتد و استمرار مراوده و صحبت با او را قطع مىنمايد ، چگونه ادراك اين معانى و رقائقِ دقيقه براى افراد عامى و متوسط الحال جامعه قابل پذيرش و هضم مىباشد ؟ كسى كه كلام امام معصوم عليهالسّلام را حجّت نداند و زيارت جامعه از حضرت امام هادى عليهالسّلام را از مبتدعات و ساختگىهاى غلات شيعه بشمارد كجا مىتواند از اسرار عالم وحى سر درآورد و به رموز مراتب عاليه واقف گردد ، زيارت جامعه با آن مضامين عاليه كه تحقيقاً براى كسى كه از فهم الحديث برخوردار و از معارف نوريّه ولائيه تا اندازهاى مطّلع باشد خواهد فهميد كه امكان ندارد اين زيارت از غير معصوم صادر گشته باشد حتّى اگر سند معتبر و موثّقى نيز نمىداشت . تازه اين زيارت كجا از مراتب عاليه امام عليهالسّلام خبر مىدهد ؟