اين جانب خود از بزرگان اهل معرفت و عرفاى الهى مطالب و اسرارى شنيدهام كه تا كنون حتّى يك مطلب از آنها را براى احدى نتوانستهام افشاء و اظهار نمايم .
در اينجا به نقل از حضرت خواجه دربارهء آن معدود افراد و مؤيّدينى كه شجاعانه با شهامت و بىباكى پا به عرصه معرفت و تحقيق گزاردهاند و در اقتناص و اكتساب درر شاهوار اسرار و رموز عالم خلقت از هيچ مانع و رادعى چه دنيوى و اجتماعى و چه تحجّرها و تعصّبهاى جاهلانه آلوده به رنگ و لعاب شرع ( شرع مقدس مَآبها ) نه شرع حقيقى و واقعى بيم و هراسى به خود راه نمىدهند و تا رسيدن به مطلوب و مقصود دست از طلب بر نمىدارند بايد چنين سرائيد :
اشعار خواجه حافظ عليه الرحمة درباره مؤيّدين از ناحيه پروردگار
ساقى بنور باده بر افروز جام ما * مطرب بگو كه كار جهان شد بكام ما
ما در پياله عكس رخ يار ديدهايم * اى بىخبر ز لذّت شرب مدام ما
هرگز نميرد آنكه دلش زنده شد به عشق * ثبت است در جريدهء عالم دوام ما
چندان بود كرشمه و ناز سهى قدان * كايد بجلوه سرو صنوبر خرام ما
اى باد اگر به گلشن احباب بگذرى * زنهار عرضه ده بر جانان پيام ما
گو نام ما ز ياد به عمداً چه ميبرى * خود آيد آنكه ياد نيارى ز نام ما
مستى به چشم شاهد دلبند ما خوش است * زان رو سپردهاند به مستى زمام ما