جبرائيل كه همين آيات وحى را بر رسول خدا نازل كرد اينك بر قلب آنان نازل مىكند و آنان را مأمور به حفظ و تلقّى و انقياد در برابر آن نموده است و همين معنا درباره فرد ديگر صادق است و هر كسى به ميزان فهم و درايتش از قرآن بهره مىگيرد و ادراك مراتب بالاتر از حقائق وحيانى مترتّب بر كسب استعداد و تهيّؤ استفاضه و استناره از آن مراتب است كه به واسطه تزكيه و تهذيب و سلوك عرفانى در تحت تربيت استاد كامل و ولىّ الهى و جهاد با نفس امّاره و عبور از مهالك هواها و هوسهاى نفسانى و شيطانى ميسّر خواهد شد .
و در اينجاست كه روايت امام صادق عليهالسّلام مصداق مىيابد كه فرمودند : « به إ يَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعين كه رسيدم ديدم اينك خداى متعال است كه اين آيه را بر من مىخواند و من مستمع و شنونده مىباشم . » [ 1 ] و اين است حقيقت تنزيل قرآن بر فرد فرد انسانها چه مؤمن چه كافر چه صالح و چه طالح چه امام و چه افراد عادى چه ولىّ خدا و عارف بالله و چه اشخاص متعارف . بلى رسول خدا در اين مورد ، وسيله و مرآت تجلّى آيات و انعكاس آن به قلوب و نفوس بنى آدم بوده است و او اين قابليّت را داشت كه بتواند آيات وحى را كما هوهو بدون هيچ گونه دستخوردگى و تركيب و مزج و تحريف در نفس قدسى خود جاى دهد و سپس آن را به مردم تا روز قيامت ابلاغ نمايد .
و بدين جهت است كه آيات قرآن به اين نكته توجّه مىدهد كه رسول خدا صرفاً بشير و نذير است و خود در اين دائره وجود استقلالى ندارد بلكه فقط واسطه است ، خدا كه نمىتواند به تعداد افراد بشر پيامبر مبعوث كند ، يك پيامبر از ميان آدميان كه صلاح و استعداد تلقّى حقائق كلّيّه را داشته باشد به اين منصب بر مىگزيند و بقيّه را امر به اطاعت و متابعت از او مىكند و با عباراتى چون :
هامش
[ 1 ] - به فلاح السائل ، صفحات 206 ، 210 و 211 مراجعه شود .