قدر مجموعه گل مرغ سحر داند و بس * كه نه هر كو ورقى خواند معانى دانست
اى كه از دفتر عقل آيت عشق آموزى * ترسم اين نكته به تحقيق ندانى دانست
حافظ اين گوهر منظوم كه از طبع انگيخت * ز اثر تربيت آصف ثانى دانست [ 1 ]
بارى تفسير اين آيات ، مطابق آنچه از ربط آسمانها و كرات سماوى با ملكوت گفته شد هيچ ارتباطى با كشفيّات هيئت جديد نداشته بلكه اگر ما در سنه اوّل از هجرت نيز زندگى مىكرديم همين رأى و نظريّه را اعمال مىكرديم و حقير در اينجا اعتراف مىكنم كه اين مطلب را نه اكنون بلكه از دوران بسيار پيش و جوانى در مجلسى كه خدمت مرحوم علّامهء طباطبائى - رضوان الله عليه - بودم مطرح كردم و ايشان ردّ نفرمودند . درحاليكه در آن زمان بنده اطّلاعى از وجود هشت آسمان در هيئت قديم نداشتم و از هيئت جديد نيز مطلبى كه مخالف با اين تفسير و توجيه باشد نيافتم و تا به امروز نيز به كشفى علمى كه مخالف با مفاهيم آيات قرآن باشد برخورد نكردم و بسيار سپاسگزار خواهم بود اگر از اين مسأله مطّلع گردم .
و سرّ اين مطلب در آن است كه نهايت مرتبهاى كه علم مىتواند بدانجا راه يابد كشف يك پديده خارجى و عينى و انعكاس آن بر ذهن آدمى در قالب يك تصوير حصولى و اكتسابى است ، امّا آيات قرآن عين همان پديده و تحقّق خارجى است در قالب الفاظ و كلمات ، به عبارت ديگر ، آيات الهى در مقام اخبار از يك واقعه خارجى نمىباشند كه صرفاً انسان بر اساس اخبار از يك حادثه در
هامش
[ 1 ] - ديوان حافظ ، ابياتى از غزل 50 .