إِلهٌ وَ فِى الْأَرْضِ إِله [ 1 ] و يا آيه : هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِن [ 2 ] را آن عرب باديهنشين ادراك مىكرد و نيز هم آن را اين بشر متمدّن روشنفكر مغرب زمين شما ، مىفهمد ؟ و آيا اينكه به قول شما فرهنگ اين افراد با فرهنگ افراد عرب زمان نزول وحى فرق مىكند باعث مىشود كه اين آيات و رموز را بفهمند ؟ يا اينكه حتّى از فهم ظاهر و بسيط قرآن نيز عاجزند ؟
و اينكه گفته مىشود در آيات مبدأ و معاد كجا انسان مىتواند به مراد جدّى متكلّم راه يابد نيز به دور از تعقّل و تدبّر است ، زيرا طريق ورود به مراد و مفهوم قرآن طريقى جز پيمودن راه و به كار بستن قواعد و قوانين محاوره و تفهيم و تفهّم نيست و هر كس كه طبق همين قانون به آنچه كه دست يابد مىتواند مدّعى شود كه مقصود متكلّم اين بوده است . و وقتى به واسطهء ازدياد معلومات و ارتقاء به مرتبهاى برتر توانست به معنائى عالىتر و حقيقتى راقىتر از مفاد و مفهوم اوّل برسد ، آن را مراد متكلّم خواهد يافت و به همين قياس .
كلام الهى داراى درجات متفاوتى از عمق و معرفت است
بنابراين از آنجا كه كلام الهى داراى درجات متفاوتى از عمق و معرفت است به هر مرتبه از مراتب عمق و معرفت كه انسان دست يافت همان مرتبه را مراد پروردگار براى او در آن رتبه وجودى احساس مىكند و اين است حقيقت و رمز قرآن كه از ساير كتب امتياز دارد ، مگر كتب عرفاء شامخين كه آن نيز در مرتبه پائينترى از قرآن به همين كيفيّتى كه ذكر شد جا دارد .
مرحوم والد از استادشان حضرت حدّاد - رضوان الله عليهما - نقل مىكردند كه :
مرحوم قاضى - رضوان الله عليه - فرمود : من هشت بار كتاب مثنوى را مطالعه كردم و هر بار معنائى براى من حاصل گشت كه با معناى دفعه قبل
هامش
[ 1 ] - سوره الزّخرف ( 43 ) صدر آيه 84 .
[ 2 ] - سوره الحديد ( 57 ) آيه 3 .