همه چيز را براى شما بيان نمودم و توضيح دادم و احاديث ائمه معصومين كه همگى حاكى از تماميّت احكام و مبانى دين هنگام رحلت رسول خدا مىباشند . چنانچه اين مسأله مبسوطاً در كيفيّت وحى و اتمام شريعت و ادامه و استمرار آن توسّط ائمه عليهمالسّلام گذشت .
جالب اينكه اين فرد از يك طرف حكم به بطلان و تاريخ گذشتگى روايات و احاديث سنّتى مىدهد و از طرف ديگر خود به بعضى از گفتارهاى واهى و عبارات مجعوله اهل سنّت و عامّه تمسّك مىجويد ، اين تناقض چرا ؟ از يكطرف حديث وارد از عايشه را كه رسول خدا در سجدهء نيمه شعبان عرضه مىداشت [ 1 ] به شعر درمىآورد و از طرف ديگر احاديث امام صادق عليهالسّلام را به صرف سنّتى بودن و قدمت زمانى طرد مىنمايد .
و امّا اينكه گفته مىشود : امروزه مفسّران به نكاتى جديد راه يافتهاند و مىگويند وحى در مسايل عبادى خطا ندارد امّا در مسايل اجتماعى و غيره جائزالخطاء مىباشد ، بايد پرسيد : اين مفسّران چه كسانى هستند ؟ و آيا كلام ايشان براى شما حجّت است ؟ و اينكه هر فردى اسم مفسّر بر خود نهاد از سايرين ممتاز مىگردد گرچه هر سخن لغو و عبثى را در تفسيرش ذكر نمايد ؟
اين مطلب پر واضح است كه در طول تاريخ اسلام مفسّران بىشمارى چه از اهل سنّت و جماعت و چه از شيعه براى قرآن تفاسير مختلفى پديد آوردهاند و هر كدام از دريچه و منظر خويش به توضيح و تبيين آيات پرداختهاند ، برخى از مفسّران قرآن را از جهت ادبيّت و بلاغت تشريح و تفسير نمودهاند و بعضى به جهات اجتماعى و اخلاقى آن بذل توجّه نمودهاند و پارهاى از نظر عرفانى به رموز و اسرار قرآن دست يازيدهاند و گروهى به تفسير احاديث از قرآن تمسّك ورزيدهاند و بعضى ديگر به نكات فقهى و وظايف تكليفى بيشتر توجّه نمودهاند و همينطور .
هامش
[ 1 ] - مصباح المتهجد ، ص 839 .