كسانى كه از ورود شكّ و احتمال در مسائل مختلفه بيم مىدهند به يقين دچار نوعى وسواس و نگرانى از مَآل و نتيجه آن خواهند بود كه برايشان خوشايند نمىباشد .
حقائق عالم تكوين و مبانى شرايع الهى و به خصوص دين مبين اسلام را نسزد كه از ورود احتمالات و شبهات در اعتقادات و اصول خود بهراسد و نگران سرنوشت و نتيجهء بحثها و تحقيقات و ردّ و ايرادها در باورهاى خود را داشته باشد و اگر كسى دچار اين ترس و دلهره است از ضعف و نقصان خود او است نه از مبانى رصين و متقن شرايع الهيّه .
البتّه پر واضح است كه پيمودن اين مسير بايد منطبق با ضوابط و قوانين و سيره و سنن عقلائيّه باشد تا راه به مقصود ببرد و از سرمنزل واقع و نفس الامر سر برآورد ، و به عبارت ديگر ، اصول و مبانى اهل محاوره و كلام ، از تمسّك به مطالب يقينيّه و اعتماد بر وثاقت طُرُقِ گزينش شده و پيروى از منهج و ممشاى اهل تحقيق و معرفت ، پيوسته مد نظر باشد ، مثلًا از يك روايت و خبر مستفيض و متواتر به واسطه يك خبر واحد دست برداشته نشود وخبر واحد بر آن ترجيح نيابد و هكذا . . . .
و اما اگر ورود شك و احتمال مخالف در باورهاى دينى به نحوى باشد كه بيشتر مخاطب را دچار سردرگمى و تشويش و تزلزل در اعتقاد ، بدون جايگزينى صحيح و منطقى يك باور ديگر بر اساس اصول و سنن فوق الذكر كند ، اين جز شيطنت و ابراز اغراض نفسانى و تحريف حقائق و اغواء مخاطب چيزى نخواهد بود .
در اين مورد گوينده و نويسنده براى رسيدن به مطلوب خويش از الفاظ دو پهلو و مبهم و وسوسه انگيز بهره مىگيرد و از طريق ايراد موارد نادر و شاذّ و غير مقبول اهل فضل و تحقيق ، به انكار و كنار زدن موارد مقبول و معتبر
افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 38
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص٣٨