هامش
جمع شدنها به اسم مجلس عرفان و به نام ذكر حقّ بگذرد ؛ و خود را به حقيقت عرفان و واقعيّت اسم حقّ تعالى متحقّق گرداند . انسان بايد قدم به قدم جلو برود . حجّ بجاى آورد ، نماز بگزارد ، بقيّهء اقسام عبادات را مو به مو انجام دهد . شب زندهدار و سحرخيز باشد . به حوائج مردم رسيدگى و در انجام آن حسب القدرة و التَّمكّن ساعى باشد . براى مصلحت عامّه ، خودش را فراموش نكند . و براى منفعت رسانيدن به اجتماع ، خودش را در مهلكه و مضرّت نفسانى و معنوى نيفكند .
اينست مكتب انبياء ! اينست راه و روش اولياء ! اينست منهج و ممشاى لقاء الله ! اينست مكتب عرفان كه مكتب برهان را ابطال نمىنمايد ؛ و مىگويد : آن مكتب براى حيات جاودانى آدمى تنها كفايت نمىكند .
آن به جاى خود صحيح است و اين به جاى خود صحيح و لازم است ، و بدون آن انسان گرسنه و تشنه مىماند . آب و طعام گواراى دل ، نفحات ربّانى است كه بايد بر دل بوزد و بتراود و آن را اشباع و إشراب كند .
مكتب فلسفه و برهان حربهاى است براى دشمن ؛ امّا براى خودت چه ؟ ! اگر بخواهى غذا بخورى و شربت گوارا بياشامى ، البتّه بايد شمشيرى در دست داشته باشى تا اگر بخواهد دشمنى يا درّندهاى تو را پاره كند دفاع نمائى ! امّا حربه تو را سير و سيراب نمىكند !
اگر كسى چاقو در دست داشته باشد كه سير نمىشود . اين مرد بايد سراغ أطعمهء مطبوخه و أشربهء مأنوسه برود و تناول نمايد ؛ و در عين حال حربه هم با وى همراه باشد كه در صورت ضرورت به كار ببندد .
اگر هزار سال انسان با مكتب برهان سر و كار داشته باشد و به خواندن كتب حكمت و فلسفه و مجرّد اطّلاع بر افكار الهيّون عالم قناعت ورزد ، كارش به جائى منتهى نخواهد گشت .
انسان تا به لقاء خداوند نرسد قلبش آرام نمىشود . آرامش و سكينهء خاطر ، انحصار دارد در ياد خدا بودن و عدم غفلت از وى ، و رؤيت جمال سرمدى و نور احدى را با چشم دل حائز گشتن .
( أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ )
« هان ! به ياد خداوند است كه دلها آرامش مىپذيرد . »
الله شناسى ، ج 3 ، ص 294 الى 299 .