تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 298

مساهمون:

ص٢٩٨
راه صلاح و سداد را مىپيمايد يا به راه خطاء و كذب و غلوّ دچار مىگردد و در نتيجه فطرت آدمى كه مسايل و معانى در قالب شعر درآمده را با مضمار و معيار وسائط خويش به بوته محك و سنجش درمىآورد ، طبيعتاً نسبت به مطالب كذب و اغراق‌آميز و انحرافى نمىتواند روى خوش نشان دهد و از آنها اظهار انزجار مىنمايد ، گرچه در قالبى جاذب و گيرا و مليح انشاء شده باشد . آيا در مضمار عقل و فطرت ، اشعار انشاء شده از يك شاعر هنرمند و متبحّر در بيان عبرت از دنيا و تاريخ و ذكر حوادث و قضاياى نهفته در درون تاريخ كه در قصيدهء شيواى طاق كسرى و مدائن سروده است :
هان اى دل عبرت بين از ديده نظر كن هان * ايوان مدائن را آينهء عبرت دان [ 1 ]
با اشعارى كه از همين شاعر در وصف سلاطين و حكّام و تغيير و تبدّل در مزاج پادشاهان سروده است يكى است ؟ و در مقام سنجش و ميزان از يك وزان برخوردارند ؟ و هر دو از ناحيهء پروردگار بر او وحى شده است ؟ و يا اين سخن در باب استاد سخن و نابغهء ادب و شعر پارسى سعدى شيراز كه غزليّات نغز و شاهوار او همواره زينت‌بخش دفاتر و ابيات است با خزعبلات و مطايبات او در كلّيّاتش در يك درجه و ميزان قرار دارد و هر دو از ناحيه پروردگار به او وحى و الهام شده است ؟ ! راست نمىآيد و در حقّ او صدق نمىكند ؟

مقايسه بين شاعران عارف با شاعران ياوه‌گو

و آيا مىتوان گفت : اشعار وقيح و شرم‌آور ايرج ميرزا و عارف قزوينى پديده‌اى است ماوراء طبيعى كه از برون بر ذهن و ضمير آنها القاء مىشده است و اين شاعران مُلهَم از عالم غيب ! خود را در سلطه و نيروئى خارجى و ملكوتى احساس مىنمودند و اين مزخرفات را فرآورده‌هاى اعطاء شده از آن سوى عالم مىپنداشتند ؟ !
هامش
[ 1 ] - ديوان اشعار خاقانى شروانى .