« بلكه آن كسانى كه ظلم كردند و خود را از نعمت فلاح و سعادت دور نمودند ، به دنبال هواهاى خود بدون علم و آگاهى حركت نمودند و آن هواهاى نفسانى را نُصب العين خويش در گزينشها و انتخابهاى خود قرار دادند . در اين صورت چه كسى مىتواند هدايت كند آن كسانى را كه خداوند آنها را بدين وسيله گمراه نموده است ، و هيچ فريادرسى براى آنان نخواهد بود . »
در اين آيه شريفه خداى متعال ضلالت و گمراهى افرادى را كه به دنبال تصوّرات باطل و حدسيّات خلاف واقع و تصويرهاى منحرف نفسانى و ذهنى و ساخته و پرداخته از نفس خبيث و آلوده و ظلمانى خويش به سر مىبرند ، به خود نسبت مىدهد و گمراهى آنان را از يك جهت منتسب به خود مىنمايد ، يعنى اين افراد در اين مسأله جداى از قدرت و اراده پروردگار حركت نمىكنند و چون اراده آنان بر گمراهى و دنباله روى از شهوات و توهّمات و هواها و هوسها قرار گرفته است ، خداوند متعال نيز آنان را در همان مسير يارى و مساعدت مىنمايد .
بنابراين مفاد آيه شريفه و نيز آيات ديگر كه قبلًا ذكر شده است اين است ، كه اراده انسان از روى اختيار و علم و انتخاب به هر كدام از دو سوى جهتگيرى ، حقّ و باطل ، صواب و ناصواب ، صدق و كذب ، حرّيّت و عبوديّت دنيوى ، درستى و نفاق ، راستى و مكر و شيطنت ، و . . . تعلّق بگيرد ، خداى متعال انسان را در همان سير و مَشى انتخاب شده به حركت و سوق در خواهد آورد و او را به جلو خواهد برد . بر اين اساس فطرت انسان پيوسته در مواجههء با پديدهها و جريانات صادقه آنها را مطابق با احساس درون ، راست و حقيقت شمرده از پذيرش آنها استقبال مىكند و در مواجهه با موارد كذب و خلاف واقع ، آنها را مخالف با آموزههاى درونى خويش دانسته ، از آنها انزجار و نفرت مىنمايد .
راه منتخب شاعر جهت ابراز و اظهار معنى
نتيجه اينكه بايد ديد شاعر در مقام انشاء يك معنا بر اساس سجع و قافيه چه راهى را جهت ابراز و اظهار آن معنا اتّخاذ مىنمايد ، آيا در بيان معنا و مقصود