شناگر در آنجا فقط و فقط به دليل عرب بودن اين طفل بىگناه تمام افراد حاضر در محيط از نجات دادن او خوددارى مىكنند و همين طور نگاه مىكنند تا طفلِ معصوم در استخر غرق مىشود و از دنيا مىرود . در اينجا به راستى بايد بر اين انسان راز زدا آفرين گفت و بدان افتخار نمود ! !
از اين مطلب درگذريم و به اصل مبحث بپردازيم .
شعر در لغت به معناى بيان و اظهار يك معنى در قالب سجع و قافيه است
در اين بخش از پاسخ آقاى سروش مسأله وحى را با شعر مقايسه نموده و صريحاً اعتراف مىكند همچنان كه شاعر مطالب و مفاهيم ذهنى خود را از خود نمىبيند و نمىداند بلكه احساس مىكند از جاى ديگرى بر قلب او افاضه مىشود ، پيامبر نيز چنين احساسى را در مورد وحى دارد ولى در يك افق وسيعتر و عالىتر ، شعر در لغت به معناى بيان و اظهار يك معنى در قالب سجع و قافيه است ، و شاعر در مقام ابراز يك واقعيّت يا حتّى غير واقعيّت ، معنى و مفهوم ذهنى خود را به جاى آنكه به صورت نثر و الفاظ مختلف در قالب قضايا و جملات خبريّه يا انشائيّه ترسيم نمايد ، با استفاده از كلمات مخصوص و گزينش ترتيب خاصّ در تقدّم و تأخّر كلمات ، آن معنى و مفهوم را به صورت ديگرى كه مىتواند براى مخاطب جاذبتر و مليحتر و شيرينتر از كلام نثر باشد ارائه مىدهد .
مثلًا در شعر منسوب به أميرالمؤمنين عليهالسّلام كه مىفرمايد :
دوائك فيك و ما تبصر * و دائك منك و لا تشعر
و أنت الكتاب المبين الذى * بأحرفه يظهر المضمر
أتزعم أنّك جرم صغير * و فيك انطوى العالم الأكبر [ 1 ]
حضرت مىتوانستند همين معانى را در قالب نثر بدون رعايت قافيه و سجع بيان كنند و چه بسا در تبيين و تفسير اين معانى و الا سهلتر و قدرتمندتر از شعر
هامش
[ 1 ] - ديوان امام على عليهالسّلام ، ص 175 ، با اندكى اختلاف .