تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣
جملات و مقالات بلغاء و فصحاء كه به عنوان تمثيل و شاهد در محاورات مردم جاى باز كرده و همه كم و بيش از اين گونه امثال و حكم در سخنان خود بهره مىگيرند ، به واسطه برخوردارى از لطف و ظرافتى است كه طبعاً در ساير جملات و تعابير عادى موجود نمىباشد و اين جاى انكارى نيست . امّا با تمام اين اوصاف مسأله وحى با اين امور هيچ ارتباطى ندارد و تنها وجه مشترك بين اين دو همان جهت بديع بودن و غير عادى بودن و ممتاز بودن از ساير اقران و امثال خود است ، كه صد البته اين امتياز به عنوان يك وصف عارض عامّ بر خيلى از امور حمل مىشود ، مثل همه ابتكارات و اكتشافات و اختراعات و افعال بديع و قابل توجّه كه براى همه افراد در موقعيّت‌هاى گوناگون ممكن است رخ دهد . ناگفته نماند كه مسأله وحى به شكل وسيع‌تر يعنى القاء يك مطلب در ذهن و يا ادراك يك روش و سنّت و يا نفوذ در نفس برزخى و مثالى ، در قرآن مجيد آمده است ، كه به هر كدام اشاره مىشود . آنچه در تمامى اين شواهد و موارد به چشم مىخورد اين است :

در حقيقت وحى يعنى القاء مطالب و معانى از افق ديگرى بر نفس

در مسأله وحى القاء مطلب و معانى از افق ديگرى بر نفس و ذهن پيدا مىشود و ذهن به واسطه اتّصال به آن مبدأ چه خير و چه شرّ آن مطلب و مسأله را فرا مىگيرد و به كار مىبندد و به عبارت ديگر ، ترتيب مقدّمات و گزينش قضايا ، گرچه بر اساس برهان و مبادى اوّليّه و بديهيّه باشد امّا نتيجه آن كه طبعاً آن هم صد در صد صحيح و مُتقَن و صادق است از دائره وحى خارج است زيرا نتيجه تابع تركيبِ مقدّمات و قضاياى فكريّهء حاصل شده است و احتمال خطاء و صدق در همه اين قضايا وجود دارد ، حال در بعضى از اوقات به واسطه دقّت و تأمّل شايسته و رعايت جهات فكر و نظر و قوانين و مبانى انتاج ، مطلب صادق و منطبق با واقع از آب درمىآيد و در برخى از موارد به واسطه عدم رعايت صحيح طريقه تفكّر و مبانى منطقى طبعاً خطاء و اشتباه از كار درمىآيد : امّا در مسأله وحى چه از ناحيه