در اين آيه شريفه كه بيانگر شناخت و معرفت و شعور يكى از حيوانات و موجودات مخلوق پروردگار در كيفيّت زندگى و گذران عمر و اشتغال به فعّاليّت در تهيّه يك مادّه غذائى بسيار مهم و حياتبخش يعنى عسل است ، خداوند به اين سرّ و راز خلقت اشاره مىكند و از ظهور اراده و مشيّت خود در پديد آوردن اين مادّه حياتى توسّط اين حيوان به واسطه اسماء و صفات و ظهور آنها در اين حيوان خبر مىدهد .
صحبت از كيفيّت ادراك حيوانات و ميزان فهم و شعور آنها در حركات و سكنات نيست ، زيرا تحصيل فصل و ذاتيّات نوعيّه در حيوان منوط به احاطه علمى و اشراف ذاتى محصِّل بر حقيقت نوعيّه آن حيوان مىباشد و دست ما از رسيدن به اين مرتبه هر چند داراى مراتب بالاى از معرفت و علوم ظاهرى بوده باشيم كوتاه است و تحصيل جنس و فصل فقط بر اساس برخى از مشاهدات و مشتركات جنسيّه و مميّزات وهميّه و خياليّه صورت مىپذيرد كه صد البتّه از تعريف حدّى تا حصول واقع متفاوت است چنانچه شيخ الرئيس ابوعلى سينا - رحمه الله - به اين نكته تصريح دارد و تحصيل فصل را براى انواع ، خارج از حيطهء اقتدار و توان بشر مىشمرد و آنچه را كه ما به عنوان فصل در حقائق نوعيّه از آن نام مىبريم به برخى از عوارض ذاتيّه آن نوع تعبير مىآورد .
امّا آنچه كه از اين آيه استفاده مىشود تحقّق يك برنامه و منهاج علمى و روش استمرار حيات از جانب پروردگار در وجود و نفس زنبور عسل است كه به واسطه آن ادراك و بينش سير زندگى و تكاپوى خود را معيّن مىكند و از آن سيره تخطّى نمىكند و اين انتخاب صرفاً بر اساس يك غريزه ناخودآگاه و فاقد شعور نيست بلكه روى فهم و ادراك و تشخيص و حقيقت علميّه است كه در كمون آن به وديعه نهاده شده و از جانب خداى متعال براى او تعيين گرديده است .
اين مسأله كه گفته مىشود حيوانات داراى شعور و ادراك نيستند صددرصد
افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 245
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص٢٤٥