سبحانى و كشف سبحات جمال و جلال ربّانى ، پا به حريم قاطنين عالم انس و خلوت گزيدگان كعبهء محبوب نهادهاند و قلم در مقام و منزلت و جايگاه رفيع و به دور از مخيّله ما مىزنند و خود را واقف و آگاه به رمز و رموز و اسرار آن عارفان و برگزيدگان نظام خلقت و تكوين مىدانند ، چيزى جز آبروريزى براى خود و سرگشتگى و حيرت و اغراء به جهل و ترديد براى ديگران به ارمغان نمىآورند و به تعبير حافظ شيراز :
اى مگس عرصه سيمرغ نه جولانگه تست * عرض خود مىبرى و زحمت ما مىدارى [ 1 ]
و يا در مقام مدح حضرت رسول صلّى الله عليه و آله و سلّم جناب حافظ چنين مىسرايد :
ستارهاى بدرخشيد و ماه مجلس شد * دل رميدهء ما را انيس و مونس شد
نگار من كه به مكتب نرفت و خط ننوشت * به غمزه مسأله آموز صد مدرس شد
طرب سراى محبّت كنون شود معمور * كه طاق ابروى يار منش مهندس شد [ 2 ]
و يا در وصف رسالتش چنين مىسرايد :
من كه ملول گشتمى از نفس فرشتگان * قال و مقال عالمى مىكشم از براى تو [ 3 ]
هامش
[ 1 ] - همان مصدر ، يك بيت از غزل 452 .
[ 2 ] - همان مصدر ، سه بيت از غزل 229 .
[ 3 ] - همان مصدر ، يك بيت از غزل 417 .