تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤
و امّا خطاء حضرت داوود به كيفيّت و مرتبهء وجودى نفس او باز مىگردد كه وجود كثرت را در يك طرف دليل بر بطلان ادّعاى آن طرف فرض نموده است درحاليكه در معيار و ميزان حق و عدل ، قلّت و كثرت جائى ندارد ، نه قلّت دليل بر حقّانيّت و مظلوميّت است و نه كثرت حاكى از ظلم و بىعدالتى و ناحقّى به شمار مىرود ، چه بسا افرادى وضيع و تنگ‌دست كه در مدّعاى خود ظالم و ناموجّه‌اند و افرادى ثرّى و صاحب مُكنت كه سخن به حقّ و عدالت مىگويند و در دعواى خويش صادق و محقّ مىنمايند . امّا نكتهء قابل توجّه اينكه اين مسأله توسّط ملائكه و در عالم مثال حضرت داوود رخ داده است نه در عالم ظاهر و توسّط افراد بشر . و حضرت داوود در قضاوت‌هاى خويش هيچ نيازى به اقامه شهود و بيّنه و مقارنات و غيره نداشت ، بلكه نفس واقع و حقيقت دعوى به حضور و ظهور عينى و خارجى خود براى آن حضرت منكشف بود و در اين صورت ديگر چه نيازى به احضار شهود و استماع شهادت بيّنات را داشت . كه البته ترتيب آيات ، حكايت از يك دگرگونى و تحوّل نفسى و درونى حضرت داوود نسبت به حقائق خارجيّه دارد و اعطاء حكم و فصل الخطاب در محاكمات و مراجعات پس از اين واقعه بوده است . و يا در قضيّه حضرت يونس عليه‌السّلام كه قوم خود را نفرين نمود و پس از مشاهدهء آثار عذاب از آنها جدا شد و به سمت دريا رفت و طعمهء ماهى گرديد ، خداوند مىفرمايد : وَ ذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ فَنادى فِى الظُّلُماتِ أَنْ لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّى كُنْتُ مِنَ الظَّالِمينَ ، فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذلِكَ نُنْجِى الْمُؤْمِنينَ . [ 1 ]
هامش
[ 1 ] - سوره الأنبيآء ( 21 ) آيه 87 .