تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥
« داستان همنشين ماهى را به ياد آور كه با حالت غضب و خشم از قوم خود جدا شد و از آنها فاصله گرفت و چنين گمان نمود كه ما بر او سلطه و استيلاء نخواهيم يافت ، ( و آنگاه كه در شكم ماهى در ظلمات جاى گرفت ) ندا برآورد كه هيچ معبودى و صاحب اثر و سببى جز خداى احد و واحد نمىباشد . منزّه مىباشى اى پروردگار از حدس و گمان ما ، به درستى كه من از ستمكارانم . ( به واسطه جهل و نادانى بر خود ظلم و ستم مىنمايم ) . پس ما دعوت و تقاضاى او را اجابت نموديم و از غم و اندوه و تشويش رها ساختيم و اين چنين است شيوه و ديدن ما كه مؤمنين را نجات مىبخشيم ( و از ظلمات جهل به وادى نور و بهاء و توحيد وارد مىنمائيم ) » . اين داستان كه واقعاً از عجائب و اسرار توحيد و مراتب معرفتى افراد نسبت به مشيّت و خواست پروردگار و ميزان وسعت رحمت و عطوفت و عفو و اغماض حضرت حقّ نسبت به بندگانش مىباشد جدّاً قابل تأمّل و تدبّر و تعمّق است . در اين واقعه قطعاً مشكلات حضرت يونس عليه‌السّلام و واقع شدن در شكم ماهى و گذراندن روزهاى متمادى و پرداختن به قرائت ذكر يونسيه لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّى كُنْتُ مِنَ الظَّالِمين به خاطر وجود نقصان‌هائى در مراتب شناخت و تجرّد آن حضرت بوده است كه بدين وسيله خداوند آنها را بر طرف و ديدگانش را نسبت به كيفيّت اطوار مشيّت و اراده حضرت حقّ و عنايت او نسبت به بندگانش و عدم فرق ميان بندگان در رابطه با ذات پروردگار ، باز نمود و افق جديدى از اطوار وجود و شأنيّت ذات نسبت به اسماء و صفات و نزول آن در مراتب كثرت را براى او منكشف ساخت . آرى اين مرتبه از معرفت كجا و معرفت رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم كه در سخت‌ترين شرائط حيات و هجوم مشركين در عرصه نبرد و شكستن پيشانى و دندان حضرتش و تنگ نمودن عرصه پيكار و به شهادت رسيدن