هيمنهاى پيدا كرده است كه چنين مىكند در مقابل قدرت و علم امام عليهالسّلام همچون يك قطره در اقيانوس مىباشد .
در اينجا بايد سؤال كرد كه ملائكه در قبال چنين فردى نبايد سر به سجده فرود آورند ؟ ! فردى كه علمش علم خدا و قدرتش قدرت خدا و حياتش و صفاتش همه و همه با ذات و مبدأ هستى متّحد شده است . جبرائيل در آستان اين خانه به ذلّت و مسكنت مىنشيند و از عتبهء اين آستان كسب علم و فيض و حيات مىكند .
اين روايت كه صدر آن بهانهاى است براى افرادى كه علم به غيب امام عليهالسّلام را انكار مىكنند و امام را همچون يك فرد عادى عارى از تجلّيات اسماء كلّيّه الهيّه مىپندارند ، به خوبى منظور و مقصود امام را در توضيح ذيل آن آشكار مىسازد كه ظاهراً افرادى در آن مجلس حضور داشتند كه امام عليهالسّلام تعمّداً قصد طرح چنين مطلبى را نمودهاند به جهت تقيّه و رعايت مصالح اجتماعى .
روايات مختلفهاى در باب علم غيب امام عليه السّلام داريم
مسأله علم به غيب امام عليهالسّلام از دير باز مورد بحث و نظر و كنكاش اهل علم و حديث بوده است .
از نقطه نظر بيان نقلى آنقدر از رسول خدا و ساير ائمه عليهم الصلاة و السّلام اخبار و روايات مختلف در اين باره وارد شده است كه حتّى از حدّ تواتر نيز فراتر رفته است و هر كدام از حضرات معصومين عليهمالسّلام در مسأله علم به عالم غيب و ظهور تمامى اشياء در نفس امام عليهالسّلام بياناتى صريح و روشن دارند و تعجب از اين افراد كه چگونه با وجود چنين ادلّهء قطعى الصدور و الدّلالة در اين مسأله تشكيك و شبهه كردهاند و بعضى نيز از روى غرض و مرض و عناد مبادرت به طرح چنين شبهاتى مىنمايند غافل از آنكه :
از همه محرومتر خفّاش بود * كو عدوى آفتاب فاش بود [ 1 ]
هامش
[ 1 ] - مثنوى معنوى ، دفتر سوّم .