تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
داشت زيرا امور اعتقادى و اهميّت مرتبه و درجهء آن اقتضاى وثاقت و اعتماد را در درجهء أعلى مىنمايد به خلاف وثوق در مسايل ظاهرى و تكاليف شخصى . تحقّق علم و يقين به واقع در امور جزئيّه و مادّى چندان دشوار نيست زيرا معيار در تحقّق علم دخالت حواسّ ظاهرى و تجربهء حسّى در رسيدن به مجهولات و كشف از مبهمات است ، اما در قضايا و حوادث دنيوى متأخّر كه هنوز صورت خارجى پيدا نكرده و يا در مبانى اعتقادى و آراء مذهبى كه احتياج به فحص و تحقيق در متون اصيل مكتب و نيز پيمودن مقدّمات و استفاده از ابزارها و موادّ ضرورى براى دستيابى به اين هدف دارد ، كار چندان سهل و آسان نخواهد بود . امروزه تكنيكى كه بتواند قضايا و حوادث آينده را همانطور كه انسان در لحظه وقوع احساس مىكند كشف و روشن نمايد هنوز به وجود نيامده و نخواهد آمد ، زيرا وسايل و اسباب ظاهرى كه خود مادّى و طبيعى بوده و معلول همان سلسلهء علل و معدّات طبيعى و ظاهرى مىباشند چگونه مىتوانند منشأ ظهور و تحقّق قضايا و حوادثى شوند كه نقش زمان و گذشت اوقات در تعيّن آنها ، تعيين كننده است كه خود نيز معلول هزاران علل و معلولات چه مادّى و چه ملكوتى مىباشند . لذا مىبينيم كه در قرآن كريم اطّلاع بر غيب را مختصّ ذات اقدس خود گردانيده است : عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً ، إِلَّا مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ رَصَدا . [ 1 ] « خداوند عالم بر غيب است ، پس كسى را بر غيب خود مطّلع نمىگرداند مگر آن كسى را كه مورد رضايت او باشد و آن پيامبر است . پس به درستى و
هامش
[ 1 ] - سوره الجنّ ( 72 ) آيات 26 و 27 .