مشاهده نكردهايم در خواب آن را مشاهده مىكنيم و بعد متوجّه مىشويم كه آنچه را ديدهايم درست و صحيح بوده است .
در اينجا گرچه اطّلاع بر حوادث به واسطهء عدم تهيّؤ شرائط ظاهرى محال مىنمود امّا با تغيير شرائط و تبدّل آن به شرائط عالم برزخ و مثال اين حادثه براى ما درست همان گونه روشن شد كه ما در عالم خارج و ظاهر با اين حواسّ ظاهرى آن را مشاهده مىكنيم .
براى افراد عادى حصول علم نسبت به حوادث طبيعى جز از راه تجربهء حسّى با اعضاء و جوارح ظاهرى راه ديگرى وجود ندارد زيرا همانطور كه ذكر شد هر چه كه در عالم دنيا از وقايع و پديدههاى مادّى صورت مىپذيرد ناشى از مرور زمان و تغيّر و تبدّل اوقات و حضور مكانى در مكان حادثه و واقعه مىباشد ، براى اطّلاع و ادراك آن اقتران مُدرِك و مُدرَك در آن لحظه شرط ضرورى و الزامى خواهد بود ، بلى ممكن است انسان نسبت به وقايع آينده پيشبينىهائى بكند و حدسهائى بزند كه اين جداى از مقوله علم و انكشاف حقيقى اشياء مىباشد و چه بسا خلاف واقع شود .
دعوت قرآن كريم انسانها را به سوى علم و انكشاف واقع
در قرآن كريم همواره خداوند متعال افراد را به سوى علم يعنى انكشاف واقع به طور قطع و يقين دعوت مىنمايد و از متابعت حدس و گمان به شدّت برحذر مىدارد ، چيزى كه هميشه آفت اهل ظاهر در روابط اجتماعى و معتقدات مذهبى و ممشاى آنها در امور روزمرّه مىباشد .
مردم عادى و عارى از منطق عقلانى پيوسته با شايد و ليت و لعلّ و اينطور حدس مىزنم و گمان من بر آن است و شايد اينطور بتوان گفت و خيال مىكنم و ممكن است اينطور باشد ، تمام امور ظاهرى و باطنى خود را به دست اين تخيّلات و اوهام مىسپارند و هيچ نصيبى از ادراك واقع به صورت و شكل و حقيقت علمى خود به دست نمىآورند .