بسم الله الرّحمن الرّحيم
علم يعنى انكشاف واقع كما هو عليه به نحوى كه احتمال مخالف در آن منتفى باشد ، به خلاف جهل ، كه عبارت است از عدم انكشاف واقع چه به صورت بسيط و چه به صورت قطع به خلاف كه از آن تعبير به جهل مركّب مىشود .
در پديدهء علم حقيقت معلوم نزد عالم حضور مىيابد و اين حضور احساسى است خاصّ كه براى عالم در اين ارتباط حاصل مىشود ، احساسى كه حاكى از اتّحاد بين او و بين معلوم مىباشد .
در مبحث قبل كه صحبت از توحيد ذاتى و اسمائى و افعالى بود ، روشن شد كه اسم عليم همراه با حىّ و قدير كه لازمهء ذات پروردگار است در همه اشياء چه مجرّدات و چه مادّيات سارى و جارى است به نحوى كه تمامى موجودات از لحاظ جنبهء وجودى خود صرف نظر از هر ماهيّتى كه داشته باشند داراى اين سه اسم و صفت مىباشند و شعور و ادراك همه موجودات نسبت به مبدأ أعلى و تسبيح و حمد آنها به وجود صفت علم در آنها مىباشد كه البتّه همراه و مقارن با حيات و قدرت است و از اين جهت است كه اشياء به واسطهء وجود صفت علم يك نوع وحدتى بين خود و بين مبدأ هستى كه حضرت حقّ
افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 101
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص١٠١