اين بود بحث مختصرى راجع به مسألهء شهرت و عدم حجّيت آن در مقام فتوى ، و حجّيت آن نسبت به إسناد روايت به امام عليهالسّلام همانطور كه عرض شد .
آنچه از مجموع بحثهاى گذشته در مسألهء اجماع حاصل مىشود اينكه :
بطور كلّى يك همچنين مسألهاى در زمان رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم نبوده است ، و عباراتى كه از آن حضرت در مجاميع خبرى و سنن وارد است بر فرض صحّت انتساب دلالت بر امر ضرورى و لا ينكر بين جميع الفرق دارند ، چنانچه توضيح امام عليهالسّلام بر اين مبنا استوار است . و اين مسأله در زمان خلافت غاصبه و جائرهء خلفاى ثلاثه پس از رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم ابداع شد ، و نظيرى براى آن در طول امامت و ولايت ائمّهء هدى صلوات الله و سلامه عليهم يافت نمىشود ؛ و چنانچه مرحوم سيّد مرتضى أعلى الله مقامه تصريح فرموده است اين مسأله در فقه شيعه براى مقابله با اجماعات اهل سنّت تدخّل يافته است ، و از اين جهت هيچ ارزش مدركى و حجّيت شرعيّه نداشته ، و به كلّى از درجهء اعتبار ساقط مىباشد .
عبارات و كلمات فقهاء بزرگوار رضوان الله عليهم اجمعين چنانچه مشروحاً و مفصّلًا گذشت حكايت از عدم توانائى آن در مقام انطباق و تعيين مصداق دارد ، گرچه بسيارى از آنان در مقام فتوى و عمل به اجتهاد بر خلاف مبناى موضوعهء خود جانب احتياط را در عمل به مقتضاى اجماع از دست ندادهاند ، چنانچه از مرحوم آقاى خوئى ( ره ) نقل گرديد .
فحص در موضوعات و مبانى علمى از ضروريات حوزه اجتهاد و استنباط مكتب اهل بيت است
ايرادات و اشكالاتى كه بر قلم حقير نسبت به ساحت علم و فقاهت وارد گرديده است إن شاء الله در راستاى تصحيح و تحكيم مبانى تشيّع و ولايت و حفظ حريم اجتهاد و استنباط در مكتب اهل بيت و رعايت موازين و مبانى رصين تشيّع و اتّباع از فرامين و ملاكات متّخذهء از منابع وحى و مآخذ تشريع