بوده باشد ، و خداى نكرده بهيچوجه قصد و غرض بر اهانت و تنزيل مقام علمى و فقهى و وثاقت آنان نبوده و نخواهد بود ؛ شَكَّر اللهُ مَساعيهَمُ الجَميلة و أسكنَهم بُحبوحة جنّاتِه معَ مَواليهِم و قادتهِم أئمّة المَعصومينَ صلواتُ الله و سلامُه عليهم أجمعينَ و جَزاهمُ الله جميعًا عن الإسلامِ و المسلمين خيرَ جزاء العالِمين و العامِلين .
در عين حال اينجانب خود را مبرّاى از عيب و نقص و قصور و تقصير نمىدانم ، و اميدوارم در پى انتشار اين اثر به ساحت علم و درايت از بيان مواقع نقد و نظر و ارائهء بيانات ارزشمند بزرگان و فضلاى گرامى محروم نگردم تا در نشر مجدّد و تجديد نظر از آنها بهرهمند گردم .
ولى از آنجا كه بحث و فحص در موضوعات و مبانى مختلفهء علمى در حوزهء فقه و اعتقاد يك اصل مسلّم و ضرورى در اشتغالات علمى اهل علم و ادب محسوب مىشود ، تقاضا و استدعاى حقير از علماء و فقهاى گرانقدر آنست كه چنانچه نسبت به محتوى و مطالب مطروحه نظرى مساعد و رأيى موافق داشته باشند ، براى تغيير و تحوّلى چشمگير در عرضهء مبانى اجتهاد اقدامى متين و اساسى را پايهگذارى نمايند ، باشد كه در اثر اين تحوّل و تبدّل جوهرى نتائج و فروعات ثمينى به عرصهء فقه و اجتهاد تقديم گردد ؛ و من الله التّوفيق و عليه التّكلان .
زيرا ادراك اين حقيقت كه مدارك و مآخذ اجتهاد منحصر در كتاب و سنّت و تا حدودى به مساعدت عقل در مستقلّات عقليّه مىباشد نگرش نوينى را نسبت به مواجهه با ادلّهء استنباط براى مجتهد بوجود مىآورد ، و او را در فضائى باز و بدور از هرگونه مضيقهء فكرى در وصول به حكم الله واقعى رها مىسازد ، و تنها محور و مدار او را بر ارتكاز بر آثار وارده از حضرات معصومين عليهمالسّلام قرار مىدهد ، و هيچ شخصيّت و مقامى را در قبال شخصيّت و موقعيّت صاحبان ولايت كبراى الهيّه به حساب نمىآورد ، و با فراغ بال به نقد و
اجماع (فارسى) — صفحة 231
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص٢٣١