خواهد بود ، و از اين نقطه نظر منافات و تباينى بين نظر ايشان و ما وجود ندارد ؛ زيرا همانطور كه بارها و بارها معروض گرديد هيچ فردى منكر اعتبار و حجّيت اجماع بر فرض انكشاف از رأى امام عليهالسّلام نمىباشد ، و تمام محطّ بحث و محلّ نزاع در تحقّق مصداق اين كلّى بر اساس اختلاف مبانى در حجّيت اجماع مىباشد ؛ و أنَّى لَنا بإثباتِ ذلك .
ثانياً : ادّعاى امكان نسبت به افراد مذكور در وصول به امام عليهالسّلام دليل بر تحقّق آن نمىباشد ، و از مثل چنين فقيهى در مقام استدلال بر تمسّك به اجماع به عنوان يك دليل مستقلّ در مقابل كتاب و سنّت بسيار غريب مىنمايد .
ثالثاً : در كجاى كتب رجال و تراجم اين مطلب ذكر شده است كه اين فقهاء رضوان الله عليهم موفّق به تشرّف خدمت حضرت وليعصر أرواحنا فداه مىشدند و از ايشان اخذ حكم مىنمودند ؟ ! بلى نسبت به مرحوم شيخ مفيد در بعضى از موارد خاصّه عنايت و الطاف حضرت عليهالسّلام شامل حال ايشان مىگرديده است ؛ چه اينكه براى ساير افراد از فقهاء و غير فقهاء نيز در طول تاريخ غيبت كبرى إلى زمانِنا هذا نيز اين مطلب به چشم مىخورد ، و حتّى بيش از امثال شيخ مفيد ( ره ) مانند مرحوم سيّد بحرالعلوم أعلى اللهُ درجتَه كه استمرار تشرّف آن بزرگوار خدمت حضرت بقيّة الله أرواحنا لتراب مَقدمِه الفِداء أظهرُ مِن الشمس فى رائعة النّهار بوده است ، و عالم و عامى بر اين مسأله اعتراف و اذعان نمودهاند .
رابعاً : تشرّف به حضور امام عليهالسّلام دليلى بر اخذ احكام شرعيّه و آراء فقهيّه از آن بزرگوار نمىباشد ؛ زيرا همانطور كه مبسوطاً اين مطلب گذشت تكليف و وظيفهء شيعه در زمان غيبت امام عليهالسّلام در عمل به همين ادلّه و اجراء اصول و قواعد فقهيّه و رعايت احتياط در موارد مخصوصه مىباشد ، چنانچه اين مسأله از ناحيهء خود حضرت عليهالسّلام به افرادى كه موفّق به
اجماع (فارسى) — صفحة 198
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص١٩٨