به ياد دارند ، بطوريكه هيچكس جرأت بيان خلاف اين مطلب را نداشته و آنقدر اين مسأله واضح و روشن است كه جاى هيچگونه انكار و يا شكّ و ترديدى را بين تلامذهء ايشان باقى نمىگذارد ، و همه به اين نكته چه در زمان حياتشان و چه بعد از وفات كاملًا معترفاند . و اينجانب به عنوان فرزند ايشان در حدود سعه ظرفيّت و محدوديّت اطّلاع خود اقرار و اعتراف مىنمايم كه آنچه را دربارهء خصوصيّات و آثار و لوازم و كمالات و فعليّتهاى يك انسان كامل و عارف حقيقى بالله و بأمرالله شنيده ، و يا بواسطه تدرّس و تدريس در متون عرفان نظرى و فلسفه الهى ادراك كرده بودم ، بدون هيچ شكّ و شبههاى در وجود ايشان يافته و تجربه كرده بودم ؛ من كسى نبودم كه به هر آستانى سر تسليم فرود آورم و به هر سرائى با هر بضاعت و متاعى وارد شوم . آرى :
من آن نيم كه دهم نقد دل به هر شوخى * درِ خزانه به مُهر تو و نشانه تست [ 1 ]
مخلَصين از مقام عرض و حساب معافند
بارى ، مشابه اين آيه شريفه آياتى ديگر نيز وجود دارد ، مانند آيه شريفه در سوره صافّات : ( فَإِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ * إِلَّا عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصين ) [ 2 ] .
« بتحقيق كه تمامى افراد به مقام عرض و محاسبه احضار خواهند شد مگر بندگان پروردگار كه به مقام مخلَصين رسيده باشند . »
و يا آيه شريفه : ( فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُنْذَرينَ * إِلَّا عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصين ) [ 3 ] .
« اى پيامبر بنگر كه عاقبت افرادى كه آنان را بيم دادى چگونه است ( آيا آنها اهل خير و نجات و صلاحاند ، و يا اينكه مستوجب عقاب و مؤاخذه و قهر پروردگار مىباشند ) ؟ مگر آنان كه به مقام مخلَصين رسيده باشند ( ايشان از
هامش
[ 1 ] - ديوان حافظ ، طبع پژمان بختيارى ، غزل 77
[ 2 ] - سوره الصّافّات ( 37 ) ذيل آيه 127 و آيه 128
[ 3 ] - سوره الصّافّات ( 37 ) آيه 73 و 74