در طول زندگى و حيات دينى و تربيتى او رخ مىدهد كه هزارها مرتبه مهمتر و پرخطرتر و مشكلتر و قابل انحراف و اعوجاجتر از اين تكاليف عاديه و مسائل ظاهريّه شرعيّه مىباشد . ترديدها و اضطرابات و سردرگمىها و حيرتهاى يك فرد در مواقع خطيره و حسّاس و وجود اختلاف نظر و سليقه در افراد مختلف از كافّهء طبقات ، بالأخصّ مدّعيان علم و نظر و درايت و متولّيان مصادر امور و ارائه راهها و طرق متفاوت ، چيزى نيست كه به اين آسانى بتوان از كنار آن گذشت ، و انسان مطلق العنان بخواهد يكطرف را همينطور بدون علم و يقين و شهود همچون پراندن تيرى در ظلمت و تاريكى برگزيند و بر طبق آن عمل نمايد .
و از طرف ديگر حالات و كيفيّات مختلف نفس بشر و بروزات و ظهورات آن در مراحل و حالات مختلف زندگى و سير كمالى او قطعاً و محقّقاً حذاقت و خبرويّت خاصّى را وراى علل و اسباب ظاهريّه و اطّلاعات بسيطهء متعارفه در مسائل شرعيّه و احكام تكليفيّه مىطلبد ، و اينجاست كه كميت بسيارى از مدّعيان لنگ و فكر و نظر آنان كوتاه و بصيرت در اين گونه امور در حدّ صفر مىباشد . زيرا ديگر مسائل نفس و حالات آن همچون احكام و تكاليف شرعيّه جنبهء كلّى و فرمولى ندارد تا با يك نگاه و يك روش حكم كلّى را بتوان درون كتابى و يا رسالهاى و يا مقالهاى درج نمود و آن را به همگان توصيه نمود . بلكه در اين وادى هر نفسى حكم خاصّ به خود را دارد ، و براى او پروندهاى مختصّ به خود او تشكيل مىشود ، و چه بسا يك موضوع براى چند نفر موجب چند حكم مختلف و دستور متفاوت است كه هيچ ارتباطى با يكديگر ندارند ؛ و عبارت مشهور كه مىفرمايد : الطُّرُقُ إلَى اللهِ بِعَدَدِ أنفاسِ الخَلآئِق [ 1 ] ، اشاره به همين مطلب است .
هامش
[ 1 ] - « راههاى بسوى خدا به تعداد نفسها و حقائق وجوديّه مخلوقات مىباشد . » مرحوم سيّد حيدر آملى اين عبارت را روايت نبوى تلقّى نموده ، و در كتاب جامع الأسرار و منبع الأنوار در سه موضع ( صفحات : 8 ، 95 ، 121 ) بدان استناد جسته است .