اينجاست كه هرچه انسان به سمت رشد و قرب به حقّ و تجرّد نفس و ابتعاد از تعلّقات و عالم كثرات جلوتر برود ، خطر عوائق راه و موبقات طريق سختتر و ظرافت حيلهها و مكرها و حِبال ابليس آشكارتر خواهد شد . و اين مسأله چيزى نيست كه فردى ولو عالم به علوم ظاهرى و خبير به مسائل و تكاليف متعارفه شرعيّه بتواند از عهدهء آن برآيد ؛ بلكه ورود در اين مطالب پهلوانى مىطلبد كه با بصيرت نافذ و إشراف كلّى و احاطه و سيطره و سلطه بر نفس انسان و آثار و حالات و ملكات آن بتواند صحيح را از سقيم و راه را از بيراهه و چاه را از طريق و مسير هموار تشخيص دهد و بجاى راه ، چاه را ننماياند و انسان را درون آن قرار ندهد . كجا يك فرد فقيه و متشّرع به احكام و مسائل شرعيّه مىتواند از حيرتها و تشويشات مترشّحهء از نفس يك فرد در ظهور خوابها و مكاشفات و حالات پيچيده برزخى و ملكوتى سردرآورد و او را از خطرات به كمين نشسته بر سر راه او آگاه گرداند و معدّات طريق را به او نشان دهد و مهالك را به او بنماياند ! آن فرد عالمى كه عمر خود را به تحقيق و مطالعه در بخشى از علوم الهى سپرى نموده است ، و احاطه علمى به ساير قسمتها و بخشهاى ديگر ندارد - تا چه برسد به حركت و سير و سلوك إلى الله و سپرى نمودن عوالم ظلمت و نور و وفود در حرم كبريائيّت حضرت حقّ و إشراف كلّى و عِلّى بر همهء قضايا و اوضاع و احوال به ما سَبق و ما يَقع - كجا ميتواند متعهّد مسؤوليّتى گردد كه ابتدائىترين مسألهء آن احاطه بر نفس مقلّد و فردى است كه زمام امور دين و دنياى خود را به دو سپرده است ، و از او مطالبه وصول به أعلى مراتب كمال و فعليّت را مىنمايد !
بُعد زمان و مكان تأثيرى در اشراف اولياء الهى بر نفوس ندارد
در اينجا اين نكته به خوبى روشن مىشود كه مرحوم والد رضوان الله عليه از مرحوم حدّاد قدّس الله نفسه نقل ميكنند ، در وقتى كه به امر ايشان عازم بر مهاجرت از نجف اشرف بسوى ايران بودند ، به استاد خود اظهار ميدارند : آقا كجا