تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 480

مساهمون:

ص٤٨٠
پابرجا و ثابت باشد ؛ اين چنين فردى تا وصول به درجه تجرّد و كشف انوار وحدت و شهود حقيقت و نور وجود فاصله بسيار دارد .

اشعار مرحوم شبسترى در وصول به تجرّد و كشف انوار وحدت

در اين‌باره عارف كامل و و اصل ما مرحوم شيخ محمود شبسترى چه خوب توصيف و ترسيم نموده است :
كسى بر سرّ وحدت گشت واقف * كه او واقف نشد اندر مواقف دل عارف شناساى وجود است * وجود مطلق او را در شهود است بجز هست حقيقى هست نشناخت * و يا هستى كه هستى پاك در باخت وجود تو همه خار است و خاشاك * برون انداز از خود جمله را پاك برو تو خانهء دل را فرو روب * مهيّا كن مقام و جاى محبوب چو تو بيرون شوى او اندر آيد * به تو بى تو جمال خود نمايد كسى كو از نوافل گشت محبوب * به لاى نفى كرد او خانه جاروب درون جاى محمود او مكان يافت * و بى يسمع و بى يبصر نشان يافت ز هستى تا بود باقى بر او شين * نيابد علم عارف صورت عين موانع تا نگردانى ز خود دور * درون خانهء دل نايدت نور موانع چون در اين عالم چهار است * طهارت كردن از وى هم چهار است نخستين پاكى از احداث و انجاس * دوم از معصيت و ز شرّ وسواس سيم پاكى ز اخلاق ذميمه است * كه با وى آدمى همچون بهيمه است چهارم پاكى سرّ است از غير * كه اينجا منتهى مىگرددت سير هر آنكو كرد حاصل اين طهارات * شود بىشك سزاوار مناجات تو تا خود را بكلّى در نبازى * نمازت كى شود هرگز نمازى چو ذاتت پاك گردد از همه شين * نمازت گردد آنگه قرّة العين نماند در ميانه هيچ تمييز * شود معروف و عارف جمله يك چيز [ 1 ]
هامش
[ 1 ] - گلشن راز