شد كه تمام اين نذرها و نيازها همه كلك و نيرنگ بوده است ، و همه براى اغواء و فريب سادهدلان تدارك شده است . اين را مىگويند امتحان و تشخيص و محك زدن . ناگفته نماند اين فرد كسى بود كه با انواع حيله و مكر و فريب به اغواء افراد سادهلوح و سادهدل مىپرداخت و با ظاهرى آراسته و جملاتى دلنشين و كلماتى محبّتآميز و انواع لطف و نرمش به إضلال و گمراهى اشخاص اقدام مىنمود ؛ و إن شاء الله در فصل خود شمّهاى از احوال او خواهد آمد .
عمل انسان كامل به تكاليف شرعيّه بايد ملكه گردد
آنچه تا كنون در تشخيص استاد كامل بيان شد مراتب ابتدائى و اوّليّه آن بود . حال پس از احراز اين نكته كه شخص هم در انجام تكاليف شرعيّه و تعهّدات و التزامات كاملًا رعايت صحّت و اتقان و امانت را مىنمايد ، و هم در مقام بروزات و ظهورات نفس كاملًا مراقب بر نفس خود و تسويلات و وساوس آن مىباشد ، و هيچ فعل و يا قولى كه حكايت از طلوع و بروز انيّت و انانيّت نفس است از او سر نمىزند ، بايد ديد كه آيا اين مرتبه براى او به صورت حال است يا اينكه ملكه شده و ثبات يافته است . زيرا در بسيارى از اوقات از آنجا كه بين مرحلهء ثبات و تمكين و مرحلهء حال فاصلهء بسيار است ، نفس در مواجهه با حادثه و قضيّهاى كه موجب تحريك و طغيان آن گردد ممكن است از خود خويشتندارى نشان دهد و با كظم غيظ در ظاهر در باطنش طوفانى به پا شود و به تلاطم آيد ولى از ابراز و اظهار آن جلوگيرى كند ، اين فائدهاى ندارد ؛ زيرا گرچه نفس به مرحلهاى رسيده است كه مىتواند جلوى بروزات و ظهورات ناخوشايند را در انظار عموم بگيرد و خود را آرام و بردبار نشان دهد ، ولى از آنجا كه ريشههاى كدورت و خباثت و عناد و انانيّت هنوز در زوايا و بواطن تودرتوى آن وجود دارد ، طبعاً اين مسأله در كيفيّت منويّات و افكار و تصميمگيرىها و دستور العملها و جهتگيرىهاى فرد دخالتى بس عظيم خواهد داشت . و انسان هيچگاه از عواقب معاشرت و مصاحبت و اطاعت او احساس