و بىحرمتى نمود و همينطور ادامه داد تا اينكه كاملًا خود را بر اريكه قدرت و عرش سلطنت مستقرّ و متمكّن يافت ، آنگاه دست از صحبت باز كشيد و ساكت شد . اين بنده در اينجا به پاسخگوئى ايشان برآمدم و با همان كيفيّت و همان نحوهاى كه در خور شأن و لياقت او بود با او برخورد نمودم . براى بار سوّم ايشان زمام سخن را بدست گرفت و با حملهاى بسيار شديدتر به دفاع از نفس و انانيّت و شخصيّت و آبروى از دست رفته خويش پرداخت ، به نحوى كه براى تمام افراد مجلس محرز گشت اين مرد كنترل كلام از كفَش خارج شده و زمام سخن از دستش درآمده ، و همه با نگرانى و دلهرهء شديدى به عاقبت و مآل مجلس مىانديشيدند ؛ و پس از ده دقيقه كه آنچه در توان داشت در ردّ و طرد و اضمحلال ما ذرّهاى فرو نگذاشت از سخن باز ايستاد .
حقير نيز كه وضع را اين چنين ديدم با اشاره به يكى از سخنرانىهايشان و مطالب بىمحتوى و باطلى كه در آنجا زده بودند عرصه را چنان بر ايشان تنگ كردم كه رنگش مانند توت سياه شد و رعشه بر اندامش افتاد و ديگر لب به سخن نگشود و فهميد اينجا با جاهاى ديگر فرق دارد و هر سخنى با پاسخى محكم و دندانشكن روبرو خواهد شد ، لذا سكوت كرد و پس از مدّتى در مقام اعتذار و دلجوئى برآمد و حقير نيز بر همان مسلك و ممشى بودم تا اينكه مجلس خاتمه يافت و افراد متفرّق شدند .
در اين مجلس مانند روز بر همه روشن شد كه حقّ با حقير بوده است و ايشان دقيقاًمسير عناد و لجاج و خودسرى و انانيّت و اثبات و اظهار را پيموده است .
پس از مدّتى روزى حقير به مرحوم والد قدّس سرّه عرض كردم : مىگويند فلان شخص از نفس گذشته است ! ايشان با حالتى متنكّراً فرمودند : ايشان از نفس گذشته است ؟ ؟ مگر عبور از نفس شوخى است كه هر كسى بگذرد .
اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 474
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص٤٧٤