تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 459

مساهمون:

ص٤٥٩
منظور از تجلّى صفاتى آنست كه سالك صفت خدا را در خود مشاهده كند و علم يا قدرت و حيات خود را حيات و علم و قدرت خدا ببيند . مثلًا چيزى را كه مىشنود ، ادراك كند كه خدا شنيده و او سميع است ، و چيزى را كه مىبيند ادراك كند كه خدا ديده و او بصير است ، و يا در جهان علم را منحصر به خدا ذوق كند و علم هر موجودى را مستند به علم او بلكه نفس علم او مشاهده كند . و مراد از تجلّى أسمائى آن است كه صفات خدا كه مستند به ذات او هستند ، مثل قائم ، عالم ، سميع ، بصير ، حىّ ، و قدير و امثال اينها را در خود مشاهده كند . مثلًا ببيند كه عليم در عالم يكى است و او خداى متعال است و دگر خود را در مقابل او عليم نبيند ، بلكه عليم بودن او عين عليم بودن خداست . يا ادراك كند كه حىّ و زنده يكى است و او خداست و خود او اصلًا زنده نيست بلكه زنده خداست و بس ؛ و بالأخره وجدان كند كه لَيس القَديرُ و العَليمُ و الحَىُّ إلّا هو تعالَى و تَقدَّس . البتّه ممكن است تجلّى أسمائى در خصوص بعضى از اسماءالهيّه صورت گيرد ، و هيچ لازمه‌اى در بين نيست كه چون در سالك يكى دو اسم تجلّى كرد حتماً بايد بقيّه اسماء تجلّى كند . امّا تجلّى ذاتى آنست كه ذات مقدّس حضرت بارى تعالى در سالك تجلّى نمايد ، و آن وقتى حاصل مىشود كه سالك از اسم و رسم گذشته باشد ، و به عبارت ديگر به كلّى خود را گم كرده و اثرى در عالم وجود از خود نيابد و خود و خوديّت خود را يكباره به خاك نسيان سپرده باشد ، و لَيس هُناكَ إلّا اللَه . در اين موقع ديگر ضلال و گمراهى براى چنين شخص متصوَّر نخواهد بود ، زيرا تا ذرّه‌اى از هستى در سالك باقى است هنوز طمع شيطان از او قطع نشده است و اميد إضلال و إغواى او را دارد ؛ ولى وقتى كه بحول الله تبارك و تعالى سالك بساط خوديّت و شخصيّت را درهم پيچيد و قدم در عالم لاهوت نهاد و در حرم خدا وارد شده لباس حرم در بر كرد و به تجليّات ذاتيّه ربّانيّه مشرّف آمد شيطان دندان طمع را از او كنده و در
اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 459 | السيد محمد محسن الطهراني