ندارم با احدى در ميان بگذارم اين است كه در حال حاضر تمايل شديدى در من پيدا شده به اينكه به روح خود بپردازم و خودم را اصلاح كنم ، و خودم را در تحت تربيت روحى بعضى از افرادى كه به آنها اعتقاد دارم قرار دادهام ؛ و بدين جهت و براى اجراى چنين برنامهاى نياز شديدى به آرامش دارم و مايل نيستم در كارى كه برايم جنجال بيهوده - نه مبارزه منطقى كه آن داستان ديگرى است - داشته باشد ، شركت كنم . [ 1 ]
اشتياق ايشان به ارتباط با مرحوم والد رضوان الله عليه و كسب دستورات بسيار زياد بود ، و حتّى براى مسائل اجتماعى و امور تبليغى خود از ايشان اجازه مىگرفتند . روزى اين بنده ناظر بودم و مىشنيدم كه ايشان جهت شركت در مسجد الجواد و تصدّى امور آن از مرحوم والد طالب كسب مجوّز بودند ؛ و در ساير برنامههاى خود همواره نظر مرحوم والد را نصبالعين خود قرار مىدادند . و اين در حالى بود كه در آن زمان ايشان با بسيارى از بزرگان و اساتيد و مراجع تقليد كه گهگاهى به عظمت و علوّ مقام از آنها ياد مىكردند حشر و نشر داشتند .
درست بخاطر دارم زمانى كه ايشان در اواخر سلطنت پهلوى سفرى به عتبات عاليات داشتند ، پس از مراجعت به اتّفاق مرحوم والد رضوان الله عليه به زيارت ايشان رفتيم . ايشان شرح مفصّلى از كيفيّت اين سفر و ملاقات با بزرگان بخصوص با حضرت آية الله خمينى رحمة الله عليه بيان داشتند ؛ سپس فرمودند : ولى تنها خاطره به ياد ماندنى و توشه همراه من در اين سفر زيارت و ملاقات با حضرت حاج سيّد هاشم حدّاد أعلى الله تعالى درجاته بوده است . و آنچنان با شعف و شوق زائد الوصفى از آن ملاقات ياد مىكردند كه گوئى هم اينك اين زيارت دست داده است ، و هم اكنون سرمست و سرشار از لذائذ فيض حضور به آن نعمات و فيوضات متنعّماند .
هامش
[ 1 ] - سيرى در زندگانى استاد مطهّرى ، چاپ هفتم ، ص 86 و 87