حتّى اين جمله را نيز از مرحوم مطهّرى پس از ملاقاتشان با حضرت حدّاد نقل مىكنند كه فرمودند : اين مرد ( حضرت حدّاد ) مُحيى است ، ولى تا آن زمان هيچگونه ارتباطى اين چنين بين مرحوم مطهّرى و حضرت والد صورت نپذيرفته بود ؛ و گرچه گاهگاهى ملاقاتى بين آن دو ، چه در منزلشان و يا در مسجد و يا در جاى ديگر دست مىداد ، از حدود متعارف تجاوز نمىنمود ، و ظاهراً هنوز آن زمينه مستعدّ و اجل معيّن و آمادگى لازم جهت تبدّل افكار و ايجاد جرقّه و بارقهء الهى بر قلب ايشان و انكشاف افقى جديد در فراسوى مُدركات و جهانبينى او حاصل نگرديده بود .
تبدّل حالات روحى مطهّرى ، و جلسات هفتگى با مرحوم علّامه
از آن شب هفتهاى يك جلسه با مرحوم والد در منزل ايشان ملاقات داشته ، و فقط راننده ايشان و بعضى از خواصّ منتسبين به ايشان از اين مسأله اطّلاع داشتند . كمكم آثار اين مراوده و ارتباط در چهره و كلام و سخنرانيهاى ايشان آشكار شد ، و افرادى كه از نزديك با ايشان حشر و نشر داشتند از اين تغيير و تبدّل ياد مىكنند . همنشينى با اولياى الهى بكلّى مسير زندگى ايشان را عوض كرد و در ارتباط ايشان با دوستان سابق و معاشرينشان تحوّلى بوجود آورد كه منجرّ به معارضه و مقابله و بالمآل ترك و رفض آنان گرديد .
و اين مسأله يك تبدّل قهرى و تكوينى بود كه بسيارى از افراد از آن ياد مىكردند و ارتباط با مرحوم والد رضوان الله عليه را موجب آن مىدانستند ؛ و اين معنى كاملًا در شخصيّت مرحوم مطهّرى هويدا بود . تبدّل حالات روحى و تعابير متفاوت از قضايا در دو برهه متفاوت ، و كيفيّت سخنرانيها و بطور كلّى اخلاق و روحيّات ايشان به نحوى بود كه براى افراد مرتبط و معاشر با ايشان كاملًا مشهود بود و خود ايشان نيز در نامهاى از اين تبدّل حال و اختلاف مَجال بدينگونه ياد مىكنند :
اضافه ميكنم كه الآن در شرائط روحى متفاوتى با آن وقت هستم و تجربههاى خاصّى هم دارم كه در آنوقت نداشتم . امّا شرائط روحىام كه ميل