خصوصيّات و شرائط ارزيابى نمود . ايشان در تمامى مسائل شخصى و اجتماعى از استاد خود كسب تكليف مىنمود ، و إن شاء الله به پارهاى از آنها اشاره خواهد شد . آرى ، اينچنين بود كه اينچنين گرديد !
روزى مرحوم حدّاد رضوان الله عليه به حقير فرمود : فلانى ! اين نكته را بدان كه مانند پدر تو در تمام كره زمين يافت نخواهد شد ، و من هرچه داشتم به پدر تو تسليم كردم .
بارى ، مرحوم مطهّرى رحمة الله عليه مرحوم والد رضوان الله عليه را بعنوان مرآت و آينهء جلوهء حضرت حدّاد قدّس سرّه مىنگريست ؛ چه اينكه خود مرحوم والد بارها و بارها مىفرمود : من در مقابل حضرت حدّاد صفرم و هيچ وجودى از خود ندارم . و به يكى از بستگانشان فرموده بودند : هرچه من مىگويم و آنچه بر زبان مىآورم گفتار و كلام حضرت حاج سيّد هاشم است و از خود چيزى را مطرح نمىنمايم .
مرحوم علّامه در تبيين مسائل جهت رشد معنوى پرده پوشى نمىكرد
و از آنجا كه مرحوم مطهّرى حضرت حدّاد را شخصيّتى ماوراء شخصيّتهاى ديگر و حقيقتى سواى مظاهر ديگر - ولو بلغ ما بلغ - مىدانست ، لذا تا آنجا كه توفيق پروردگار اجازه استفاده و استفاضه از اين مَجلى و آينه تمامنماى وجودى حضرت حدّاد را مىداد ، از محضر مرحوم والد رضوان الله عليه بهرمند گرديد . و ايشان نيز بدون هيچ مضايقه و ضيق صدر و اخفاء و پردهپوشى ، آنچه را كه جهت تربيت نفس و تنوير ذهن و تصحيح فكر و رشد معنوى و عبور از كريوههاى نفس و كثرات دنيوى لازم مىنمود در اختيار ايشان قرار مىدادند ، و در شناخت و معرّفى حقائق و شخصيّتهاى افراد از هيچ فرصتى فروگذار نمىكردند . و بالأخره در يك جمله مرحوم والد رضوان الله عليه از آنجا كه احساس مىنمودند شايد عدم شناخت صحيح و واقعى مرحوم شهيد مطهّرى رحمة الله عليه نسبت به برخى از جريانات و شخصيّتها موجب بروز حوادث و مشكلاتى در سير و