نبوّت و رسالت به وجود او ختم شده است ، و پس از دوران فترت و انقطاع وحى او ظهور و طلوع نمود و همه اسرار و بيّنات انبياء سلف را با اضافه و مزيد بر ما فرو باريد .
17 - و هيچ پيامبرى از پيامبران گذشته نبود الّا آنكه قومش را بسوى پيامبر آخرالزّمان دعوت و بشارت داده است و خود را تابع و مطيع او قلمداد نموده است ( يعنى اين جمعيّت و قدرتى كه در پيامبر آخرالزّمان است جامع همه قوّتها و قدرتها و جمعيّتهاى انبياى گذشته است و همهء آنها در جمعيّت او مجتمعند ، پس او واجد همهء آن قوّتها و كرامات و به اضافه چيزهاى ديگر و خصوصيّات ديگر است ) .
18 - پس عالِم از ما امّت پيامبر همانند نبىّ امم گذشته است ، زيرا مرتبه جمعيّت و علم كه موجب نبوّت است در اين عالِم محقّق است و هر كه به دعوت آشكار بپردازد مسؤوليّت رسالت را همچو پيامبران گذشته ايفاء نموده است ( بنابراين حقيقت اين جمعيّت و خصوصيّاتى كه گفته شد اختصاص به امّتها وانبياى گذشته ندارد ، بلكه ظهور اين مطلب در امّت پيامبر آخرالزّمان قطعاً محقّق است ) .
19 - و عارف از اين امّت كه امّت پيامبر آخرالزّمان هستيم در جمعيّت و تحقّق اين اوصاف و خصوصيّات باطنى كسى است كه قوّت و قدرتش را از رسول خاتم اخذ مىكند ، و او داراى همان عزم و اراده و اتقان است كه در انبياء اولواالعزم گذشته وجود داشته است ، و او همان كار را مىكند كه آنها را در ميان امّت خود انجام مىدادند .
20 - و هر كرامت و معجزهاى كه از انبياء سلف ظهور نموده بواسطه ظهور مقام صدّيقيّت و خلافت در خليفه بلافصل او علىّ مرتضى عليهالسّلام ظهور و تجلّى يافت ( و فقط علىّ بود كه توانست همان جمعيّت و اقتدار را كه خداى
اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 377
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص٣٧٧