تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 368

مساهمون:

ص٣٦٨
همهء ما ، و چون نيك بنگريم دقيقاً تك‌تك ما خود را مشمول اين مسأله و مصداق اين مطالب خواهيم يافت . امّا عارف از همان ابتداء نيازى به اين امور و كارها ندارد ، هر چه اراده پروردگار است از همان اوّل در نفس او نقش مىبندد و ديگر هيچ ! و تا آخر هم همان هيچ باقى خواهد ماند . مرحوم والد رضوان‌الله عليه مىفرمودند : يكى از آقازادگان مرحوم حدّاد قدّس سرّه فرزندى داشت دو ساله كه حالات عجيبى داشت ، و بسيار مورد علاقهء مرحوم حدّاد بود و دائماً در اتاق خودِ مرحوم حدّاد قرار داشت ، و ايشان سخت به او تعلّق و محبّت داشتند و مىفرمودند : من حالات مرحوم قاضى رضوان‌الله عليه را در او مشاهده مىكنم ، و عظمتى عجيب دارد ! اين طفل پس از يك بيمارى كوتاه مدّت از دنيا مىرود و مرحوم حدّاد را دچار تألّم شديد مىسازد ، به نحوى كه بىاختيار قطرات اشك بر ديدگان ايشان روان بود . مرحوم والد كه اين حال را از ايشان مشاهده مىكنند اظهار مىدارند : آقا اگر مسأله براى شما اينقدر ناگوار است او را برگردانيد ! مرحوم حدّاد قدّس سرّه مىفرمايند : آقا سيّد محمّد حسين ! مگر مسأله به دست من است ؟ اين خواست و ارادهء او است ! چگونه من در برابر ارادهء او كارى انجام دهم ؟ و خود طفل نيز مرا مانع مىشود از اينكه اين كار را انجام دهم ، و راضى نمىشود كه به اين دنيا برگردد ، من هم كه نمىتوانم جدا و سرخود عملى را طبق خواست و ميل خودم انجام دهم ! در اينجا مناسب است به ذكر روايتى از موسى بن جعفر عليهماالسّلام دربارهء امامت حضرت علىّ بن موسى الرّضا عليهما السّلام در اين مورد بپردازيم ، و صفحات خود را با عبارات و فرمايشات آن بزرگواران به زيب و زيور درآوريم و به حقيقت و جان اين مطالب عاليه و عرشيّه روح و حيات ديگرى بخشيم .