چه مشابهتى بين ما و او برقرار است ! ما تا در نفس و گرفتاريهاى نفس غوطهوريم از حيطه ادراك و سعه وجودى امام عليهالسّلام ابداً خبر نداريم ، حال به هر مرتبه از مراتب علمى و كمالى كه مىخواهد رسيده باشيم ؛ زيرا تمام اين مراتب با وجود انغمار در نفس و هواهاى نفسانى پشيزى ارزش ندارد و حجّيّتى را از آنِ خود نمىسازد ، و فقط بطور محدود آن هم در محدودهء تنجيز شارع در بعضى از مواقع اضطرار بايد لحاظ نمود نه بيشتر .
و وقتى دست مردم به امام نمىرسد و او را واسطه مناسب و دلخواه براى رفع نيازها و حوائج خود نمىيابند ، آنگاه به سراغ عارف و ولىّ خدا مىآيند و از او تقاضا براى انجام مهمّات خود مىنمايند ، و او را صاحب اثر و تنفيذ اراده براى إعمال خواستهاى خود مىدانند ؛ و با الحاح و اصرار تقاضاهاى دنيوى خود را مطرح مىكنند ، و اگر با پاسخِ نه چندان موافق او مواجه شوند با كلمات و تعابيرى غير مناسب او را مورد تعيير و تنقيد قرار مىدهند كه مثلًا : اگر شما بخواهيد حتماً مىشود ، و شما نخواستيد و روى ما را زمين گذاريد ، و يا خودتان موجب اين كار شديد ، و يا اگر ما مورد توجّه شما بوديم به خواست ما عمل مىكرديد ، و يا اگر ما مانند بعضى از دوستان و نزديكان شما بوديم حال و روز ما بهتر از اين بود ، و امثال اين عبارات .
و اگر ديدند كه از دست عارف نيز كار برنمىآيد ، اينجا ديگر به سراغ هر دعانويس و رمّال و غيره مىروند و قضاء حاجت خود را از آستان او مىطلبند . و خيال مىكنند اينان بر اريكه قضاء و مسند تقدير الهى نشستهاند و با سرانگشت احكام الهى را تغيير و اميال خود را بجاى آن مىنهند ؛ غافل از اينكه تمام اينها مقابله با مقام رضا و تسليم در برابر اراده و تقدير الهى است . ما با اين كارها خدا را موجود بىاراده و فاقد ادراك و بىهدف و غايت در اعمال و كردار قرار دادهايم ، و او را نسبت به مصالح و امور خود بىتفاوت و بىاعتناء دانستهايم ، و
اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 366
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص٣٦٦