تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 367

مساهمون:

ص٣٦٧
مصلحت خود را بهتر و بيشتر از خواست او نسبت به خودمان فهميده‌ايم ، و او را نسبت به خود غريبه پنداشته‌ايم . و لهذا وقعى به ارادهء او و تقدير او نسبت به خود نمىنهيم ، و دائماً به دنبال فرار از تقدير او به اين طرف و آن طرف در تكاپو و تحرّكيم ، و از هر وسيله‌اى براى فرار از خواست او بهره مىجوئيم ، و اصلًا نمىخواهيم حتّى براى يك لحظه به اين مطلب فكر كنيم كه قبل از هر چيز ارادهء او در اين موضوع به چه چيزى تعلّق گرفته است ، و در اين قضيّه كه براى ما پيش آمده است او چه مقصدى را مدّ نظر دارد و چه هدفى را در نظر گرفته است ! ما به همه چيز فكر مىكنيم غير از همين نكته ، و عارف به هيچ چيزى فكر نمىكند غير از همين نكته ! ! ما از ابتدا به دنبال فرار از مشيّت و خواست خدا به هر درى مىزنيم و به هر خانه‌اى وارد مىشويم و به هر راهى مىرويم و به هر وسيله و حيله‌اى متوسّل مىشويم ؛ و وقتى از همه جا مأيوس شديم آنوقت سراغ سفره‌هاى نذر و توسّل به ائمّه أطهار عليهم‌السّلام و ادعيّه و مجالس روضه مىرويم ؛ و وقتى از اينها نيز نتيجه نگرفتيم آنگاه با هزار فحش و دشنام و مطالب كفرآميز و شرك خود را تسليم رضاى الهى وانمود مىكنيم ، و در راستاى تفويض اختيار به مشيّت و خواست پروردگار ظاهر مىسازيم ، و وانمود مىكنيم كه خواست ما خواست حضرت حقّ است و هرچه او بخواهد همان اختيار ما است و چيزى در مشاعر ما غير از مقام تسليم و رضا قرار ندارد ! و اگر در همين لحظه فردى بيايد و بگويد : در آن گوشه از بلاد هند مرتاضى كافر و گاوپرست وجود دارد كه ممكن است بيمار تو را شفا دهد و نياز تو را بر طرف نمايد ، و يا رمّال و ساحرى شايد گره از كار تو بگشايد ، منتظر تمام شدن صحبت او نشده همچو عقاب چنان به پرواز مىآئيم كه كسى به گرد ما نرسد ، و تا اين لحظه فوت نشده است همچو باد خود را به سمت و سوى مطلوب خود مىرسانيم ! آرى ، اينست شرح حال