بارى ، پس از انتشار كتاب « محمّد خاتم پيامبران » توسط مؤسّسهء حسينيّه ارشاد ، روزى مرحوم والد رضوان الله عليه به يكى از علماء و ائمّه جماعات طهران فرموده بودند : « اين حسينيّه ارشاد بايد به عمريّه إضلال تغيير نام دهد ! » .
آن عالم محترم اين مطلب را به گوش مرحوم مطهّرى رسانده بود . ايشان بلافاصله به مرحوم والد تلفن ميزنند و از ايشان وقتى براى ملاقات مىگيرند . اين جلسه كه در يكى از شبهاى سرد زمستان در منزل مرحوم والد رضوان الله عليه انجام پذيرفت ، از ساعت 9 شب تا ساعت دوازده به طول انجاميد .
ابتدا مرحوم مطهّرى رحمة الله عليه فرمودند : هنگاميكه من اين مطلب را از جانب شما شنيدم دلم به درد آمد و فوقالعاده متأثّر شدم ؛ گرچه از ابتداى افتتاح و فعّاليّتهاى حسينيّه ارشاد اعتراضها و انتقادها و چهبسا طعنهاى بسيارى را شنيده بودم ، و حتّى همين اواخر روزى براى شركت در مجلس ختم به مسجد ارك طهران رفته بودم ، و همين كه وارد مجلس شدم آن شخص خطيب فوراً كلام خود را تغيير داد و با لحنى بسيار زشت و زننده مرا متّهم به تسنّن نمود و حتّى مرحوم پدرم را نيز صراحتاً سنّى و از مخالفين و معاندين اهل بيت عليهم السّلام خطاب كرد ، بطوريكه همهء اهل مجلس متوجّه اين خطاب به شخص بنده شدند و با نگاههاى خود به سمت من عكسالعمل گفتار او را در من جستجو مىنمودند ؛ ولى اين برخورد نيز مرا به درد نياورد و از آن عبور نمودم . امّا اين كلام شما مرا سخت به وحشت انداخت ، بطوريكه خواب و خوراك را از من سلب نموده است . آخر مگر شما چه امر خلاف مكتب و عقيدهاى در اين مؤسّسه ديدهايد كه اين چنين تعبيرى از آن مىنمائيد ؟ !
ذكر بعضى از اشكالهاى مرحوم علّامه به شريعتى و تأليفات او
ايشان به ذكر پارهاى از جريانات و مسائلى كه در حسينيّه ارشاد مىگذشت اشاره كردند ، و در ضمن از مقالهاى كه از آقاى على شريعتى در كتاب « محمّد