حضرت سيّدالشّهداء عليهالسّلام با نرفتن به كربلا و در حسرت ديدار محبوب بسر بردن براى او حاصل شود ؛ نه از رفتن و خود را از نزديك در حرم ديدن و چشم بر روضهء آن حضرت انداختن . اينها تمام ظاهر ديدن است و از باطن غافل ماندن و حضرت را فقط در زير گنبد محصور كردن و آثار و بركات او را تنها در همان بقعه و شهر جستجو نمودن ، و دست او را در بسط ولايت و اعطاء فيض بستن .
زيارتى مقبول حضرت حقّ است كه در مقدّمات آن حقّى ضايع نگردد
آن جوانى كه با وجود نارضايتى پدر و مادرش و يا امر مهمّى كه حضور آن را در شهر خود و در كنار خانوادهء خود ضرورى مىنمايد به حركت و سير به زيارت امام عليهالسّلام اقدام كند ، بايد بداند كه با هر قدمى كه به آن سمت برمىدارد يك قدم از آن حضرت دور خواهد شد .
توسّل براى رفع گرفتارى و دادن گذرنامه و شفاء از مرض جهت حركت به سمت زيارت تمام اينها بر خلاف سير و ممشاى ولايت است . سيّدالشّهداء مىگويد : اگر گذرنامهات صحيح و بلااشكال است و هيچ عذر شرعى نداشتى و امور بر جَرى و روال عادى بود و مادر و پدرت نگران حال تو نبودند و عيالت احتياج و نياز به حضور تو نداشت و با آمدن تو مسائل تربيتى خانواده مختلّ نمىگشت ، حال اگر خواستى بيائى ايرادى ندارد . و در غير اين صورت توسّل و دعاء براى رفع اشكال و تسهيل امور و تطبيق شرائط بر وفق مراد در مكتب و مرام ما نيست ؛ اينها به تخيّلات خود تو برمىگردد نه به خواست و ميل ما ، و از اميال و لذائذ ظاهرى نشأت مىگيرد نه از معرفت و شناخت حقيقت ولايت .
آن روضهاى كه براى رفع گرفتارى منعقد شود فائده ندارد ؛ روضه بايد براى خود سيّدالشّهداء باشد نه براى گرفتن گذرنامه و صحّت از مرض و غيره . اينها همه التذاذات نفس است درحاليكه سيّدالشّهداء بالاتر از اين حرفها است .
روزى مرحوم آقا رضوان الله عليه در مورد روحانى كاروانى كه با وجود