آرى اينست فرق بين عالم عارف و غير آن ، در ارائه طريق و مسيرى كه مورد رضاى حضرت حقّ و اولياى او باشد . عارف از نقطه اوج بر مسائل مىنگرد و غير او از حضيض مظاهر و مكتسبات و مدركات ظاهرى ؛ و بين اين دو نقطه تفاوت از زمين تا اعماق آسمان است .
تحقّق فعّاليّتهاى نهفته در انسان بايد در دو جنبه جمال و جلال حقّ پيدا شود
از مطالب گذشته روشن مىگردد كه : تحقّق فعليّت و ظهور استعدادات نهفته در ضمير انسان قطعاً بايد در تجلّى هر دو جنبه جمال و جلال ( اسماء و صفات ) حضرت حقّ پيدا شود ، و ظهور يك طرف از اين دو جنبه يا موجب رخوت و سبكى و عدم تحمّل آثار و شوائب عالم كثرات و ظرفيّت محدود و خامى خواهد شد ، و يا باعث يأس و دلسردى و دلشكستگى و عدم رشد و شكوفائى استعدادات در جهات مختلفهء نفس مىشود . مسأله تربيت و رشد نفس عيناً مانند كلاس مدرسه براى دانشآموز مبتدى است . طفل خردسال را در كلاس درس بايد طبق خصوصيّات روحى و نفسى او بر دو محور شوق و ترغيب و اهداء جوائز و لبخند و لطف ، و همچنين بر محور تذكّر و حسابرسى در انجام تكاليف و تأديب و چه بسا تنبيه و بىاعتنائى در بعضى موارد تربيت نمود . و هر يك از اين دو جنبه اگر مدّ نظر قرار نگيرد معلوم است كه نتيجه چه خواهد شد .
مرحوم حدّاد رضوانالله عليه مىفرمودند : اين اشخاص ما را مىخواهند تا وقتى كه گوشى از آنها نگرفته باشيم ، و همين كه بخواهيم گوش آنها را بگيريم صدايشان به آه و فرياد بلند مىشود ، و بدون گوش گرفتن هم كه فائدهاى ندارد ؛ در اين صورت ديگر فرقى بين اين شخص و ساير افراد باقى نمىماند . و انسان بايد چكشخورش خوب باشد و هر چه چكشخور آن بيشتر باشد فوائد و بركات تربيت در او بيشتر خواهد شد .
آن استادى كه براى شاگردش به مجرّد ابتلاء به مرض و يا گرفتارى اجتماعى با توسّل و دعاء و غيره درصدد رفع آن برمىآيد و او را از آن ابتلاء