« كسى كه اميد دارد به ملاقات پروردگار برسد بداند كه مدّت و امد آن فراخواهد رسيد . »
و يا مانند آيه شريفه : ( فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صالِحاً وَ لا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً ) [ 1 ] .
« كسى كه اميد لقاء پروردگارش را دارد بايد به عمل صالح بپردازد و بهيچوجه در عبادت خداى متعال شريك و انبازى قرار ندهد . »
در اين آيات مباركات خداى متعال نفس لقاء و زيارت خود را مقصد عروج و غايت قصواى سير كمالى بشر و ارتقاء روحى آن قرار داده است . لقاء خدا يعنى زيارت ذات پروردگار نه چيز ديگر . زيارت امام عليهالسّلام يعنى زيارت خود آن حضرت نه خادم و فرّاش و منزل و اطعمه در آن .
اطلاق اسم « الله » بر ساير مخلوقات حرام است
خداى متعال ذاتى است داراى خصوصيّات و ويژگيهاى خاصّ به خود ، و لوازم خاصّ وجودى و هويّتى خود ؛ و اين ذات با ملائكه و جبرائيل و غيره و ساير مخلوقات ( اعمّ از انبياء و رسل و ائمّه معصومين عليهمالسّلام و عالم ارواح و اشباح و عوالم غيب و بهشت و جهنّم و ميوهها و اطعمه بهشتى و حور و قصور ) فرق مىكند . و هر كدام از اينها چنانچه با ديگرى فرق دارد و نمىتوان اسم يكى را بر ديگرى گذارد ، همينطور نمىتوان اسم خدا را بر هر يك از اين مخلوقات اطلاق كرد ؛ و اطلاق آن حرام مىباشد و موجب كفر و شرك و خروج از دين و شريعت است .
در آيه شريفه مىفرمايد : ( لَقَدْ كَفَرَ الَّذينَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسيحُ ابْنُ مَرْيَمَ قُلْ فَمَنْ يَمْلِكُ مِنَ اللَّهِ شَيْئاً إِنْ أَرادَ أَنْ يُهْلِكَ الْمَسيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَ أُمَّهُ
هامش
[ 1 ] - سوره الكهف ( 18 ) ذيل آيه 110